عبد الرحيم كلانتر ضرابى ( سهيل كاشانى )
34
مرآة القاسان يا تاريخ كاشان ( فارسى )
مصنفات حسن بن على بن الحسن بن عبد الملك قمى بنام خواجه فخر الدين ابراهيم [ بن ] خواجه عماد الدوله [ 35 ر ] محمود بن خواجه شمس الدين محمد بن على الصفى بعضى از اختلافات اقوال و روايات وارده از ائمهء تواريخ را در ضمن احوال قم ذكر نموده من جمله عبارات مرقومه در كتاب تاريخ قم همين است : « ابن مقفع گويد كه هردو قاسان را بدوقاسان پسران خراسان نسبت كردهاند و چنين گويند كه قاسان اكبر پسر ضحاك است كه او را بيور اسب ميخوانند و قاسان اصغر پسر فريدون ، قول او بنزديك ايشان درست و روشنترست و گويند كه قاسان را نام نهادند برودخانهاى كه آن را به زبان عجم كاسه گويند و گويند كه قاسان دريا بوده است و آن را كاسه رود خواندهاند و اول موضعى كه از آن آب باز خوشيد موضع بطريده بود و اين بطريده بلندترين مواضع است كه چون آب بطريده كم شد و زمين آن ظاهر گشت به زبان عجم گفتند كه پديد آمد ، پس از بهر اين بطريده نام نهادند . بعد از آن موضع درام ظاهر شد ، درام يعنى مجمع شعب . پس از اين جهت آن را درام نام كرده و گويند نام آن در اصل درارام بوده است يعنى در شادى ، پس [ 35 پ ] تخفيف كردند و گفتند درام و نيز گفتهاند كه فرعون موسى در اين ديه بوده است . برقى روايت كند از آن جمله كه عجم در آن غلو كردهاند از وصف بيوراسب يكى آنست كه گفتهاند كه بيوراسب زمين قاسان را بازگردانيد و ظاهر آن را باطن كرده و در قاسان رودخانه نبوده است . اما كاريز آن نسبت به كاريزهاى ديگر بيشتر و زياده بودهاند و بيوراسب به هيچ ناحيت و موضعى نگذشتى الا كه به اهل آن موضع چيزى بميراث گذاشت ، چنان كه باصفهان اطعمه و حلوا بگذاشت و از ايام او الى