عبد الرحيم كلانتر ضرابى ( سهيل كاشانى )
33
مرآة القاسان يا تاريخ كاشان ( فارسى )
الى سرحد مزرعهء كديش كه در نقطهء شمال افتاده است بيست فرسخ ايرانى مىباشد و مساحت خاك كاشان موافق تقريب و تخمين مربع متساوى الاضلاع است ، لهذا بيست فرسخ در بيست فرسخ ايرانى عرض و طول خاك كاشان و بديهى است كه ضرب بيست فرسخ در بيست فرسخ چهار صد فرسخ مىشود . پس خاك دار المؤمنين كاشان به همه جهت طول اندر عرض چهار صد فرسخ ايرانى است كه هر فرسخى عبارت است از دوازده هزار قدم كه هر قدمى سه چاريك شاه يعنى دوازده گره باشد و بعبارة اخرى هر فرسخى نه هزار ذرع شاهى ايرانى است كه هر ذرعى شانزده گره باشد . پس حال كاشان عرض اندر طول چهار صد فرسخ ايرانى و يكصد و پانزده هزار و دويست كرور قدم سه چاريكى و شصت و چهار هزار و هشتصد كرور ذرع شانزده گره شاهى است و بمقياس و تحديد دولت عليه انگليس ميل عبارت است از يك هزار و هفتصد و شصت يرد « 1 » و هر يردى سه فوت است يعنى سه پا و هر فوتى مساوى [ 31 ر ] « 2 » . . . . . . . . . مخفى نماناد كه چون در مقدمه عرض شد كه كاشان را تاكنون تاريخى عليحده كه حاكى كليهء وقايع ماضيه از بانى و بنا و از دانى و اعلاى شهر و بلوك آن و خلق و سير و سلوك ايشان باشد به نظر نرسيده است و آنچه از احوال و اسم و رسم و وجه تسميهء آن تا حال بدست آمده در ضمن احوال ولايات ديگر بوده ، چنان كه در كتاب تاريخ قم كه از
--> ( 1 ) - Yard ( 2 ) - از اول برگ 31 پ تا 8 سطر از برگ 35 ر بمناسبت آنكه مطالبى دربارهء اختلافات ذرع و يا رد بود وفايدتى بر آن نمىرفت ، حذف گرديد .