عبد الرحيم كلانتر ضرابى ( سهيل كاشانى )
26
مرآة القاسان يا تاريخ كاشان ( فارسى )
شهر است اشجار و باغات و كشت و زرع قراء و مزارع مزبوره كه از جملهء سردسير است همهجا به يكديگر متصل است و از اشجار وارد نيستان شده پس از نيم فرسخ بچشمهء و نوج از وسط رودخانه و نيستان زايش كرده ميرسد و آن چشمهاى هست به اين تفصيل كه از قريهء ون الى نيستان هرچه آبهاى قناتى و آبهاى آسمانى بباغات و اراضى مزارعهء اطراف و متن اين رودخانه در عرض سال فرو رود و در اين موضع كه رودخانه تنگ شود و از دو طرف ريشهء دو كوه الى قعر زمين بهم وصل گردد لابد همهء آن آب متدرجا فرو نشيند و از اين چشمه و چشمههاى متعدده كه در زير آن الى دو فرسخ جسته جسته و جابجا زايش كرده و به يكديگر ضم شده رودى بزرگ شود و وارد بندى منهدم البنا كه گويند از آثار فرعون موسى و بالفعل به بند فرعونى موسوم است شده و عبور كرده از حاشيهء آن رودخانه يك [ 26 ر ] فرسخ و نيم از وسط دو رشته كوه گذشته از دهنهء آن به سمت شمال ميل كند و يك فرسخ دامنه را سپرده بآسيابى رسد و از نشيب آن وارد دشت مزرعهء درم كه در سمت غربى قريهء يزدل و مزرعهء بطريد آباد به كشت و زرع همه مدت سال مصروف گردد و هنگام بهار كه سيلهاى عظيم از دامنهء اين رودخانهء موسوم به گلهء درم سر به جلگه گذارد و چندين بهره شده از اطراف قريهء يزدل كه يكى از قراء معتبرهء گرمسير طسوجى تيولى كاشان و الى دروازهء شهر دو فرسخ و نيم ايرانى است عبور نموده بجانب كويرات كه در حد شمال كاشان است متفرق و منتشر گردد . خلاصه از قريهء مزبورهء ون مايل به طرف شمال راهى است كه از