عبد الرحيم كلانتر ضرابى ( سهيل كاشانى )

27

مرآة القاسان يا تاريخ كاشان ( فارسى )

مزرعهء موسومه به بهاباد « 1 » و ملحقه به ون گذشته يك فرسخ است به مزرعهء اكبر آباد و آن مزرعهء محفره‌ايست در دامنهء كوه قوقو كه از قله‌هاى بسيار عظيم و از يك دوش كوهى بزرگ منفردا به شكل مخروطى به كوه زمهرير كشيده شده است [ 26 پ ] و از اطرافش مسرع خيال را بر آن مجال صعود نيست مگر از يكطرف كه بعضى از صيادان ماهر كوه‌مال به احتياط تمام عروج نمايند كه در عرض سال آن قلهء رفيع منيع مأمن و مقر و خوابگاه بز و پازن آن تلال جبال است و در يك جهتش مغاره‌ايست كه درون آن منبعى است همواره مملو از آب سرد صاف گوارا و گويند هر گاه چراغى در كاسهء چوبين فروزند و بر زبر آن آب گذارند و بدست آب پيش زنند و به حركت آب چراغها را در نهايت آن منبع سير دهند چندانكه ميسر است به جائى منتهى نگردد . و آنطرف آن رودخانهء شاه اسمعيل و ويدكان و از اين سوى سرحد ده فرسخى كاشان است و از آن كوه و دره‌ها و ناوها بجانب سفلى سراشيب است در فصل ربيع از بارش ابرهاى بهارى سيلهاى عظيم روان شود و در دامن آن به چند رودخانه و مسيل منشعب گردد و از ابتداى مزرعهء همزر بهم برخورند پنج فرسخى [ 27 ر ] طى مسافت كرده در دامنهء مشكان كه يكى از قراء تيولى طسوجى گرمسير كاشان است پهن و منتشر گشته از زير پاى آن قريه كه پنج فرسخى شهر است گذشته در محوطهء كويرات منتهى گردد . الغرض از مزرعهء مزبورهء اكبر آباد كه رودخانه منشعب ميگردد و در هريك شعبه كه از دره‌هاى عريض عميق ميگذرد مزارع و اشجارى

--> ( 1 ) - اصل : بهباآباد ، در فردهاى مالى كه پس از اين چاپ خواهد شد بها بادست .