عبد الرحيم كلانتر ضرابى ( سهيل كاشانى )

15

مرآة القاسان يا تاريخ كاشان ( فارسى )

محل آب و علف و آذوقهء « 1 » تابستانى و زمستانى گله و رمهء اهالى آن قريه است و بعد از طى مسافتى به دو شعبه منشعب مىگردد ، از جهة يسار او منتهى مىشود به ييلاق مرق و از جهة اعلى [ 15 پ ] الى يك فرسخ و نيم همه‌جا سبز و خرم و زرشكستان و نهايتش چشمهء آبى بغايت سرد و گوارا ، اطرافش درختهاى بيد و جوز در كمال طراوت و صفا و آن ييلاق موسوم است به چاله كمان و از آن موضع تا فراز قلهء آن كوه اندك مسافتى است و آن كوه از طرفى متصل مىگردد بمراتع ييلاقات قريتين قالهر و در بجوقا كه سرحد ده فرسخى كاشان و از پيش مذكور شد . از قريهء موسومه به اسحق آباد به فاصله كوهى بزرگ نيم فرسخ است بقريه نياسر و آن از قراء معظمه و امكنهء معتبرهء خوش آب و هواى با روح و سردسير كاشان و الى دروازهء شهر قريب شش فرسخ ايرانى . ابتداى آن در جلگهء وسيع ، ذيل و يمين و يسارش مطرز به چندين مزرعهء سبز دلكش بديع و انتهايش بر فراز كوهى عظيم و رفيع واقع است و فرق آن كوه بقدرت [ 16 ر ] خداوند چشمهء آبى در كمال لطافت و صفا به قدر پنج سنگ ظاهر گشته و تمام آن كوه و اطراف و جوانب آن از اشجار و باغات و كشت و زرع سبز و خرم . وصف آن آب و آبشار در السنه و افواه خاص و عام مشهور و معروف است . انشاء اللّه در مقام خود معروض خواهد گشت ، و از آن موضع الى ييلاق بن چناران و چاله كمان دو فرسخ و از آنجا الى قريتين قالهر و در بجوقا نيز دو فرسخ است كه سرحد ده فرسخى كاشان مىباشد . خلاصه از قريهء مزبورهء نياسر مايل به طرف مغرب يك فرسخ است بقريهء نشلج و آن نيز از قراء معتبرهء خوش آب‌وهواى سردسير كاشان ، و

--> ( 1 ) - اصل : آزوغه