عبد الرحيم كلانتر ضرابى ( سهيل كاشانى )
16
مرآة القاسان يا تاريخ كاشان ( فارسى )
الى دروازهء شهر هفت فرسخ ايرانى است و در ميان دو كوه بزرگ واقع است به اين ترتيب كه در مقدمهء آن مزرعه ايست متضمن باشجار و باغات زياد و موسوم است به نزاد [ 16 پ ] نشلج و چون بنهايت رسد از جهة اعلى به تنگهاى رسد مانند دروازهاى كه در دوش آن دو كوه بلند واقع كه هريك مانند برجى كه سر آن چون شكل مخروطى نقطه منتهى گردد و يك پهلوى هريك بكوهى عظيم متصل است ، يكى از طرف يسار و سمت جنوب كشيده الى نياسر و آن موسوم است به شير آيين و ديگرى از طرف يمين و سمت مغرب به خط منحنى كشيده است الى سرمال كرمه كه از جملهء قراء اردهار قم است و اين كوه موسوم است به مار آيين و آن موضع ابتداى اصل قريهء نشلج و دروازه ايست و چنان است كه هنگام ناامنى اگر چهار نفر تفنگچى و ده نفر سنگ انداز در جنبين آن دروازهها مواظب گردند جيشى و جمعيت بزرگ را كفايت كنند و مجال دخول و عبور ندهند ، و نظر به آنكه آن قريه از دو طرف به مسكن و محل بختيارى كمره و گلپايگان نزديك و اهلش در [ 17 ر ] معرض تعدى و تاخت و تاراج آنها واقع بودهاند از قديم الايام در اطراف اين قريه كه همه كوهسار است در مواضعى كه ممكن العبور بوده قلعههاى سنگى و سنگرهاى قديم البنا به نظر ميرسد و باغات و اشجار آن قريه در جنبين رودخانه و مسيل و خانهها و مسجد و حمام و ساير بناهاى لازمه در دامنهء كوه واقع است و نهايت آن قلعه منتهى مىشود به ييلاقى پر آب و گياه كه محل و مرتع آب و علوفهء زمستانى و تابستانى گله و رمهء اهالى آنجا است و به چند شعبه منشعب است . از جهة يسار بمزرعه راجنك شهره كه در خلف ييلاق چاله كمان قريهء اسحق آباد مزبوره است و از