عبد الرحيم كلانتر ضرابى ( سهيل كاشانى )

14

مرآة القاسان يا تاريخ كاشان ( فارسى )

جزو سرد سير و از آن قريه الى دروازهء [ 14 پ ] شهر هفت فرسخ ايرانى و واقع است در ميان رودخانه كه از دو طرف آن دو كوه عظيم است . از جهة اعلى آن رودخانه به دو جهت منشعب ميگردد ، از جهت يسار به ييلاق قريهء مزبورهء سه‌ده كه نهايتش به خاك قراء خمسه منقطع است و از يمين به بالا ييلاقى است كه از كل ييلاقهاى قراء مزبوره بزرگتر و بهتر با آب و علف و مشجر ، محل و مرتع و علف چران حيوان و حشر آن قريه و از اول آن ييلاق الى قلهء آن كوه كه در السنه و افواه اهل بلوك به لامشارده مشهور است دو فرسخ متصل است از آب و گياه و چندين دره و رودخانه از آن كوه به اطراف منشعب ميگردد كه هريك را چشمه‌هاى آبهاى گوارا و اشجار سبز و خرم و آن كوه از يك طرف متصل است به همان كوهى كه فاصلهء كاشان و قراء خمسه است و از طرف ديگر بكوهسار قريتين قالهر و در بجوقا كه آن دو قريه نيز از قراء سردسير و سرحد كاشان و اطراف هردو صحراها و ييلاقها [ 15 ر ] پر آب و گياه و از دو طرف آن كوهها منتهى ميگردد به خاك نراق و گلپايگان . خلاصه از قريهء مزبورهء مرق مايل به طرف مغرب نيم فرسخ است الى قريهء اسحق آباد و آن نيز قريه ايست سبز و خرم خوش آب و هوا و از جملهء قراء سردسير كاشان و واقع است در ميان دو كوه بزرگ ، از جهة اسفل الى دروازهء شهر شش فرسخ و نيم ايرانى است و از جهة اعلى متصل است بمزرعهء موسومه به رود گله كه در نيم فرسخى و از ملحقات آن قريه مىباشد و از مزرعهء مزبورهء رود گله به بالا منتهى مىشود به ييلاقى مشجر باشجار بيد و جوز و غيرها بغايت پر آب و گياه كه مرتع و