محمدحسين ناصر الشريعه
387
تاريخ قم ( فارسى )
هشتاد و هشت ( 1288 ) مرحوم شد . راست گويم خنجر رستم مرا بهتر به پهلو * زانكه با منت ز كيكاوس خوردن نوشدارو زخم نيش خار خرما بر دل من خوشتر آيد * صدهزاران باده با نوشيدن خرما ز راسو « 1 » زين دنى طبعان چه خواهى رسم و آيين مروت * جهل باشد خواستن شيرين شكر ز مازو « 2 » وفائى تفرشى هاله نامش آقا سيد محمود ، از اعزه سادات اين ديار است ، با آن كه طبعى قادر قاهر داشت به انديشهى صله كسى را در تمامت عمر مدح نكرد و به شغل علاقهبندى « 3 » از كدّ يمين خود معاش مىگذرانيد . در سنهء يكهزار و دويست و هفتاد و پنج ( 1275 ) با عيال خود به عتبات عاليات مشرف شده در آن جايگاه مرحوم شد . كاش آن ماه پريچهره دگرباره درآيد * تا همه مجلسيان را غم ديرينه سرآيد چون كه مار است ز پى يار به گلزار چه حاجت * باغبان گو كه در باغ برويم نگشايد هجرى از اهل اين ديار و به شيوهء زهد مشهور روزگار است . صاحب طبع موزون بوده . ساقى اگرم مى ندهى مىميرم * ور ساغر مى ز كف نهى مىميرم پيمانه هركه پر شود مىميرد * پيمانه من چو شد تهى مىميرم هجرى تفرشى هدايت
--> ( 1 ) - راسو ، نام جانور پستاندار كوچكى است ( فرهنگ معين ) ( 2 ) - از دهستان بخش كهنوج شهرستان جيرفت است ( فرهنگ معين ) ( 3 ) - ابريشمكار - قيطانساز ( فرهنگ معين )