محمدحسين ناصر الشريعه
388
تاريخ قم ( فارسى )
هاشمى از سادات اين ديار است و در محكمه مطاعه شرع شريف مشغول به تحرير بوده ، از معارف زهاد و مردمان باتقواى اين ديار بوده ، طبعى خوش داشته . هرچند كلبه ما ، جاى تو نوش لب نيست * با ما شبى به روز آر ، يك شب هزار شب نيست هما ميرزا صادق وقايعنگار ، اصل آن جناب از مرو شاهيجان است . چون آن ولايت از ترك تاز لشكر بيگانه خراب شد و اهالى او هريك به يك ديار افتادند ، اين فاضل گرانمايه هم روى به ولايات خراسان آورده ، در بسيارى از علوم بهرهور گرديد . چون به اين ولايت آمد يكى از بزرگان اين شهر دختر خود را به عقد او درآورد و در قم وطن گزيد و با اعاظم مجالس و مؤانس شد . هم درين بين اردوى كيهان پوى خاقان فتحعلى شاه به اين ولايت نزول اجلال فرموده ، با مقربان حضرت شاهنشاهى مراودت آغاز نهاد . مراتب فضل و بزرگزادگى و گزارش آوارگى او را از مرو شاهيجان به عرض همايون اعلى رسانيدند ، احضار به حضور مبارك شد . چون شرفاندوز حضور مبارك گرديده از مراتب فضل او آگاهى حاصل كردند ، ايشان را به منصب وقايعنگارى مباهى داشتند و مقرر نمودند كه تاريخ وقايع دولت ابد آيت را بر نگارند . تاريخى نگاشتند موسوم به « جهانآرا » مشتمل بر دوازده هزار بيت در كمال بسط و شرح در تحقيق حالات ملوك سلف و اداى بعضى نكات مفيده و فوايد جديده و اصل و نسب اتراك و وقايع سلطنت قاجاريه بين التفصيل و الاجمال . و تذكرهاى هم نگاشته مسمى به « زينت المدايح » مشتمل بر دو جلد در شرححال شعراى معاصرين خود و اشعار ايشان كه در مدح خاقان خلد مكان عرض كردهاند . چون بعد از تشرف به حضور مبارك سفرا و حضرا ملتزم ركاب همايونى شدند و مشغول انشاى وقايع دولتى بودند ، ده سال به آخر عمر مانده از حضرت خلافت اذن و اجازه اقامت به اين ولايت را خواسته مشغول انشاى كتاب زينت المدايح بودند تا در سال يكهزار و دويست و پنجاه و دو ( 1252 ) روح پاكش به شاخسار جنان بيارميد . همانا آقاى ميرزا تقى على آبادى صاحبديوان ، اين اشعار را در تاريخ وفات او فرموده و