محمدحسين ناصر الشريعه

386

تاريخ قم ( فارسى )

نشاط اسمش آقا محمد برادر آقا محمد تقى صهباست . او هم‌چون صهبا با مرحوم آذر مربوط و مأنوس بوده است . نيست در كنج قفس حسرت گلزار مرا * الفتى هست به مرغان گرفتار مرا نافع در بدايت امر طباخ بوده ، در آخر كار از آن شغل استعفا كرده به شاعرى مشغول گشت . با هر كه حرف دوستى اظهار مىكنم * خوابيده دشمنى است كه بيدار مىكنم كردى تو به من آنچه مرا بود سزاوار * من هيچ نكردم كه سزاوار تو باشد وفا اسمش ميرزا اشرف الدين ، از اجلهء سادات قم بوده ، در اواخر دولت نادر به هندوستان رفته قريب سى سال در آن ممالك به سياحت مشغول بوده ، در آخر كار به طواف خانه خداوند جليل گسيل شد و به قم مراجعت كرد . پس از چندى در سنهء يكهزار و صد و هشتاد و سه ( 1183 ) به رحمت ايزدى پيوست . يار آمده بود بر سر مهر * بىمهرى روزگار نگذاشت عارض چون مهش يكى ، سنبل مشكفام دو * واى به تيره روزيم ، صبح يكى و شام دو وكيل از حالات او چيزى معلوم نشد ، جز اين‌كه در شمار شعراى اين ديار بوده مانده سنگى كه ايجاد مگر در گل تو * كه سراپاى تو نازك بود الّا دل تو وفا آقا ميرزا آقا ، پدرش مرحوم ميرزا سيد احمد يكى از اجله علماى اين بلد بوده و به منصب سركشيكى سركار فيض آثار هم مباهى و مفتخر بوده است . در سنهء يكهزار و دويست و