محمدحسين ناصر الشريعه

381

تاريخ قم ( فارسى )

تصفيه قلب به خانقاه جناب قدوة العارفين الكاملين حاجى غلامرضاى مشتاق على شاه مشرف شده ، مدت بيست سال در آن جايگاه به ذكر دوام و فكر مدام مشغول بود ، « 1 » تا سنهء يكهزار و سيصد و يك ( 1301 ) كه داعى لاهوت را لبيك گفت : نعش آن مرحوم روانه ارض اقدس مشهد مقدس گرديد و تاكنون در آن جايگاه در سر مزار عبير آثار آن بزرگوار و تحت قبهء رضويه عليه السلام به سر مىبرد . « 2 » وقت سحر رسيد ، هنگام روح راح * قم ايها النديم ، حىّ على الفلاح هر دم رسد به گوش ، بانگ خروس صبح * عجلّ الى الصبوح ، ان الصباح لاح زهد ار بود صلاح ، ارزان به زاهدان * از عاشق خراب ، هرگز مجو صلاح كاظم پسر آقا صادق از نخباى قم و از شاگردان حكيم سعيد طبيب است . يك ناله مستانه ز جايى نشنيديم * ويران شود اين شهر كه ميخانه ندارد گلخنى مرد فاضل درشت‌گوئى بوده و در عراق و آذربايجان و فارس معروف به درشت‌گويى بوده ، همشيره‌زاده بابا شهيدى است و در جميع ولايات عراق معزز و محترم و معروف بوده . به تنگ از ناله‌ام خلقى كه اين فرياد كيست * زان ميان يك كس نمىپرسد كه از بيداد كيست * شب يلداى بخششت را چرخ * چه شود گر دم صبوح دهد يا مرا بر اميد وعدهء تو * صبر ايوب و عمر نوح دهد

--> ( 1 ) - انحراف فكر و تلون مزاج از يك طرف ، و بىسامانى تشكيلات روحانيت از طرف ديگر ، گاهى كار طلبه را به اين‌جاها هم مىكشاند ! ( 2 ) - معلوم مىشود ميرزاى فيض هم با اهل خرقه ميانهء خوبى داشته است ، هم در اين‌جا و هم در جاهاى ديگر كه گذشت و مىآيد !