محمدحسين ناصر الشريعه
353
تاريخ قم ( فارسى )
اخگر حاجى رشيد خان بيگدلى خلف حسينعلى بيگ شرر « 1 » از عظما و اشراف و نجبا و امجاد روزگار است ، و در اين دولت روزافزون يكى از وجوه مستوفيان عظام دربار شاهنشاهى است . خط شكسته را بعد از انصرام عهد استاد الكل درويش مجيد كسى به درستى و صفاى او ننوشته ، چنانچه ميرزا مهدى طهرانى متخلص به « جرس » فرموده : اخگر خلف شرر سليل آذر * آتشكدهها ساخته از فضل و هنر در پيش خطش نهد شفيعا چو عماد * بر خاك به درويشى شاگردى بر سر در اواخر عمر از جانب دولت امير ديوان خانه عدليهء خراسان شده ، به جانب ارض اقدس مشهد مقدس روانه شده ، بعد از دو سال در ماه شوال سنهء يك هزار و دويست و نود و هفت ( 1297 ) به دار اخرى خراميد . شاه را بس رشكها بر حال درويشىّ ماست * گر بود انصاف رشك شه به درويشان رواست روى خواهى چو بينى ديدگان از خود بپوش * در طريق عشق جانان خويشتن بينى خطاست * دل ديرانه ما منزل جانانه ماست * شكر للّه كه اين گنج به ويرانه ماست * به هفت سين شب عيد ماند اين حاجى * كدام حاجى ؟ آن حاجى كه شرّ الحاج سفيه و ساكت و سست اعتقاد و سخت سخن * سيه جامعه سگ صورت و سپيد مزاج ارسطو ميرزا ارسطو خلف ميرزا حكيمباشى منشى است . زيبانگار و شاعرى است و الا مقدار . يكى از وجوه اعاظم روزگار است كه چندى عبد اللّه خان صارم الدوله همدانى را با او كمال انس بوده ، و كارهاى خود را در سفر و حضر موكول به رأى رزين او كرده بود . پس از فوت آن امير با اقتدار ، نواب مؤيد الدوله زمام امورات خود را بعهدهء او گذاشت ، چنانچه در حكمرانى آذربايجان و كرمان و خراسان و فارس و كرمانشاهان به وزارت ايشان مشغول به رتقوفتق امورات دولتى
--> ( 1 ) - نوادهء حاجى لطفعلى بيگ آذر ( مؤلف )