محمدحسين ناصر الشريعه
334
تاريخ قم ( فارسى )
--> پدر دانشمندش كه سخت او را دوست مىداشت ، به بروجرد معاودت و با اصرار پدر بر خلاف ميل قلبى خود متأهل مىشود ، و مجددا با همسر خود روانه اصفهان شده ، پنج سال ديگر در آنجا كه آن روز حوزه گرمى داشت ، علوم فقه و اصول و فلسفه و رياضى را از محاضر فقهاء و حكماى نامى آن عصر ، مرحوم سيد محمد باقر درچهاى ، ميرزا ابو المعالى كلباسى ، آسيد محمد تقى مدرس ، ملا محمد كاشانى ، و جهانگير خان قشقائى حكيم مشهور آموخت ، و دروس خود را تكميل نمود ، بهطورى كه مىفرمود در پنج سال اخير چنان سرگرم تحصيل بودم كه بعضى از شبها را تا سپيدهدم مشغول مطالعه و حل مسائل مشكل اشتغال داشتم . در سال 1319 به بروجرد مراجعت و همان سال رهسپار نجف اشرف شده و هشت سال از محضر مراجع بزرگ آن حوزهء مقدس آيات اللّه آخوند ملا محمد كاظم خراسانى ، آقا سيد محمد كاظم يزدى و شيخ الشريعه اصفهانى به استفاده پرداخت ، تا اينكه در علوم مختلفه اسلامى مخصوصا فقه و اصول و رجال به مقام نهائى رسيد و از آن بزرگواران به دريافت اجازهء اجتهاد نائل آمد ، هرچند موقع ورود به نجف مجتهد بوده است . آن مرحوم كه در آن ايام معروف به « آقا حسين بروجردى » بوده ، در همان موقع نيز از لحاظ نبوغ و استعداد سرشار و متانت و معنويت زبانزد خاص و عام بوده ، و نزد اساتيد نامبرده با احترام مخصوص مىزيسته تا جائى كه از خواص آيت اللّه خراسانى بهشمار مىرود . در سال 1348 بهطور موقت به بروجرد بازمىگردد ، ولى چون با وفات پدر و شش ماه بعد با رحلت استاد عاليقدرش آيت اللّه خراسانى مواجه مىشود ناگزير به توقف در بروجرد مىگردد و از آن موقع تا سال 1363 شمسى يعنى سى و چهار سال مرجعيت تقليد اهالى بروجرد و بسيارى از مردم نواحى آنجا و ساير شهرهاى ايران و زعامت حوزهء علميه بروجرد را به عهده گرفته و به ترويج شرع انور اشتغال مىورزد ، تا اينكه بيمار مىشوند و نخست به تهران و پس از بهبودى با دعوت قبلى علما و فضلاى قم به قم آمده مرجعيت عاليه تقليد و زعامت حوزههاى علمى شيعه يافته ؛ شانزده سال با كمال صفا و صميميت و در نهايت بزرگوارى و عزت و سرفرازى در اين شهر مذهبى بر دنياى شيعه رياست دينى داشتند . آيت اللّه بروجردى رئيسى بزرگ و مرجعى عالىمقام براى جامعه اسلامى خاصه مردم ايران بود . در اين مدت هرچند اگر روحانيت شيعه تشكيلات داشت ، ممكن بود استفادهء فوق العادهاى را از قدرت و نفوذ و شخصيت ممتاز آن مرد بزرگ ببرد ، ولى باز در عالم بىنظمى و نداشتن تشكيلات ، توفيقاتى پيدا كردند ، كه براى كمتر مرجعى دست مىدهد . آن بزرگوار از طرف پدران و مادران وارث مقام مرجعيت و زعامت شيعه بود ؛ بهطورى كه از چند قرن به اين طرف گروهى از نياكان پدرى و مادرى و رجال فاميلش ؛ پيوسته مرجع تقليد و زعيم جامعه شيعه بودهاند ، زيرا جد پنجم آن مرحوم ، حكيم عاليقدر و فقيه عظيم الشأن آقا سيد محمد اصفهانى بروجردى استاد « وحيد بهبهانى » و پدر زن او ، در نجف اشرف و بروجرد رئيسى بزرگ و مرجعى بانفوذ بوده است . همچنين علامهء بحر العلوم نوهء سيد محمد مزبور عموى جد دوم آن مرحوم است كه خود سرآمد محققين و پيشواى مجتهدين عصر بوده است ، و نيز آقا سيد جواد بروجردى برادر علامهء بحر العلوم جد سوم آيت اللّه بروجردى ، و حاج ميرزا محمود بروجردى عموى آن مرحوم هركدام از علماى بزرگ و مراجع عصر خود بودهاند . همچنين « علامهء مجلسى اول » و ملا محمد صالح مازندرانى داماد او هر دو جد مادرى آن مرحوم ، و علامهء مجلسى دوم مؤلف بحار الانوار ، دائى نياكان او به شمار مىروند ؛ بعلاوه خاندان او با تمام