محمدحسين ناصر الشريعه

293

تاريخ قم ( فارسى )

ميرزاى قمى خاتم الفقهاء و المجتهدين ، صاحب الغنائم و القوانين ، مولانا ميرزا ابو القاسم بن ملا محمد حسن گيلانى ، اصلا و جابلقى مولدا ، و قمى موطنا و مدفنا ، الملقب تارة به « فاضل قمى » و تارة به « محقق قمى » ، چنان‌كه از بعضى از نوشتجات خودشان ثابت مىشود اصلا از اهل كنج رشت است . والد ماجدش از گيلان جلاء وطن نموده و در « جاپلق » كه از توابع دار السرور بروجرد است توطن گزيده ، و محقق معظم در آن جايگاه از كتم عدم به عرصهء وجود قدم نهاده ، و پس از رسيدن به سن رشد و تميز ، علوم ادبيه را نزد والد خود كه اديبى بىمانند بوده تكميل نموده و از آن‌جا به سوى قصبه « خوانسار » رهسپار شده ، و نزد مرحوم آقا سيد حسين خوانسارى ، فقه و اصول را تحصيل كرده است . سپس با عزمى راسخ و شوقى غالب ، روى به اعتاب عاليات نهاد و در آن جايگاه نزد آقا محمد باقر وحيد بهبهانى مشغول تحصيل و تدريس گرديد ، تا از وحيد معظم اجازهء روايت و اجتهاد يافت ، و نيز از استاد سابق خود آقا سيد حسين هم اجازه دريافت نموده بود ، و پس از آن هم از شيخ محمد مهدى فتونى نجفى و آقا محمد باقر هزار جريبى و ديگران هم مجاز گرديد . پس از تحصيل علوم و تكميل فنون در آن ارض اقدس ، به جاپلق مراجعت فرمود ، و چون در آن‌جا طالب علمى نيافت رخت به اصفهان كشيد و در مدرسهء كاسه‌گران مشغول تدريس گرديد ، و از آن‌جا نيز به واسطهء حسد و عداوت بعضى از ابناى جنس خود در سلطنت وكيل الرعاياى زند « 1 » به شيراز سفر كرد . در آن شهر مينوبهر ، شيخ عبد النبى و فرزند ارجمندش شيخ مفيد كه از علماى آن بلد بودند چون فرط علم و فضل و فقر و تنگدستى ايشان را ملاحظه كردند ، مبلغ دويست تومان به وى اعانت نمودند ، و از شيراز به اصفهان مراجعت نموده و از آن وجه كتب لازمه را ابتياع فرمود و چندى نيز در اصفهان بود تا سرانجام به ارض اقدس و زمين مقدس قم رحل اقامت افكند و عصاى مسافرت بينداخت . در اين بلدهء طيبه و ارض شريف ايشان را ترقيات عظيمه رخ نمود ، چنان‌كه فتحعليشاه هر وقت به قم مشرف مىشد ابتدا به زيارت ايشان مىرفت و نهايت اخلاص را به

--> ( 1 ) - كريمخان ( د )