محمدحسين ناصر الشريعه
256
تاريخ قم ( فارسى )
چه نيكو گفته وحيد بهبهانى قدس سره « 1 » در « تعليقهء رجاليه » كه : توثيق وى از عدول مسلم و قدح او ثابت نيست ، نهايت امر ، مطعون بودن طريقهء اوست ، و آن قدح مخصوص به شيوهء پارهاى از قدما است . « 2 » احمد بن محمد بن داود مكنى به ابو الحسن ، روايت مىكند از پدر خود محمد بن احمد بن داود قمى . احمد بن محمد بن عبيد اللّه اشعرى قمى - شيخ نجاشى و علامه در خلاصه و صاحب كتاب مشتركات او را توثيق كردهاند ، نجاشى گفته كه : صديق من و پدر من بود و از او حديث بسيار شنيدم ، ولى چون مشايخ ما وى را تضعيف مىنمودند ، از روايات او كناره جستم ، ليكن او از اهل علم و ادب بوده ، شعر پاكيزه مىگفت و خط نيكو داشت . جماعتى از علماء رجال گفتهاند كه او را در آخر عمر اختلالى روى داد رحمه اللّه . احمد بن محمد بن عيسى بن عبد اللّه بن سعد بن مالك بن احوص بن سائب بن مالك بن عامر اشعرى ، كنيهء وى ابو جعفر است ، و او از مشايخ و وجوه و فقهاء قميين و مسلم همه بوده ، و
--> ( 1 ) - آقا محمد باقر بن محمد اكمل اصفهانى متوفى به سال 1205 هجرى كه به واسطه توقف سى سالهاش در بهبهان معروف به « وحيد بهبهانى » گشته و « استاد كل » يا « استاد اكبر » نيز مىخوانند ، و نزد علماى شيعه « آقا » خوانده مىشود ، سرآمد محققين دانشمندان شيعه در قرن دوازدهم هجرى است . وحيد بهبهانى از لحاظ تبحر در علوم اسلامى فقه و اصول و رجال و حديث و تفسير و درايه و معقول يگانهء عصر خود بوده و در زهد و تقوى و فضائل اخلاقى و ملكات نفسانى نيز نظير نداشته است . وحيد بهبهانى شكنندهء فرقه اخبارى و زنده كنندهء علم اصول و مكتب اجتهاد است . بعد از وى روش او به وسيلهء شاگردان عالىقدرش علامهء بحر العلوم ، ميرزاى قمى ، شيخ جعفر كبير كاشف العظاء ، شيخ محمد تقى اصفهانى صاحب حاشيه ، سيد على صاحب رياض ، و سيد محسن اعرجى و غير هم دنبال شد ؛ و آنها نيز بر اهميت و وسعت دائره آن افزودند ، از اينرو مكتب فقه و اصول و اجتهاد و تقليد ميراث اوست . يكى از آثار ارجدار او « تعليقه رجاليه » در علم رجال حاشيهء كتاب منهج المقال استر آبادى معروف به رجال كبير است كه در نهايت اتقان و دقت نظر و تحقيق نوشته است ، و خود دليل بر احاطهء كامل وى بر علم رجال است . دانشمند رجالى شيخ ابو على حائرى شاگرد وى در « منتهى المقال » و فقيه عاليقدر شيخ عبد اللّه مامقانى در « تنقيح المقال » و سايرين در كتب خود ، و از جمله مؤلف در اين كتاب ، در هر باب نظر وحيد را مدرك تصحيح نظر خود دانسته و همهجا اعتماد بر آن نمودهاند . وحيد را دو فرزند دانشمند و نابغه بوده ، يكى آقا محمد على كرمانشاهى مؤلف كتاب « مقامع الفضل » كه از اعاظم دانشمندان بوده و ديگرى آقا عبد الحسين كه او نيز دانشمندى بزرگوار و در همدان سكونت داشته است . در پاورقى صفحه 220 نيز دربارهء خاندان وحيد « آل آقا » و برخى از رجال آنان كه نويسندهء اين سطور افتخار نسبت به آنان را دارد سخن رفت ( د ) ( 2 ) - [ شرححال مفصل و تحقيقى احمد بن محمد بن خالد برقى را در جلد اول « مفاخر اسلام » نگاشتهايم ]