محمدحسين ناصر الشريعه
194
تاريخ قم ( فارسى )
خداى عرش چو با بندهء نظر دارد * چنين اثرها ماند از او به روى زمين « 1 » چنين اثر نه به خلّخ در است و نه به طراز * چنين اثر نه به چين اندر و نه در ماچين گر اين بنا نكرد سخت شرمسار شود * كسى كه كرد آيا صوفيه به قسطنطين تمام خلقت و اصل اين بناى و در بر او * دگر بناها چون در مشيمهاند جنين در آن بنا سخن از آفتاب و آذر بود * درين بناست همه ذكر مالك الارضين كجا طواف گه روحشان همين خاكست * كه جسم دختر احمد درو شده است مكين درى به خلد برين زين مكان فراز و توتيز * ببينى آن در ، ارت هست چشم باطن بين مكان فاطميان در سپهر عرش خداست * وگر به خاك نشان بىچو اين مكان گزين همان كه شيعهء خاص على و آل على است * اگر نخفت در اين خاك روح او است غبين * ايضا قصيدهء دوم از شيبانى است كه در كتيبه صحن جديد نوشته شده و هى هذه : چو مرد پرهنر افتاد و بخت بودش يار * چنين بماند ازو در جهان به جاى آثار كجا به درگه او برنهد فرشته جبين * كجا به سايهء او آسمان برد زنهار به روزگار نگردد عزيز هركه نكرد * به دست خويش همى خوار درهم و دينار كسى كه درهم و دينار خوار مايه گرفت * ازو به جاى بماند چنين اثر بسيار ز زر سرخ خردمند نام جويد و بس * كه نام عز نبرد هركه زر نسازد خوار ولى اگر نبود فّر ايزدى با مرد * همى زند به در گنج خويش بر مسمار نه در دلى نهد از مكرمت به جا اثرى * نه در گلى نهد آثارى او به نقش و نگار اثر به دهر بسى ماندهاند ليك نماند * چنين اثر كه در او عقل گم كند هنجار * كدام اثر كه همه روز جبرئيل امين * به پّر خويش برد گردش از در و ديوار كدام اثر كه به هر سر كه سجده برد در او * همى درود فرستد محمد مختار كدام اثر كه به هر تشنهاى كه خفت در آن * به دست خويش دهد آب حيدر كرار كدام اثر كه غبارى كه زو بلند شود * به ديده بركشد از فخر گنبد دوار نه جنت است و چون جنت مقام رحمت حق * نه كعبه است و چو كعبه است قبلهء ابرار
--> ( 1 ) - در اينجا نيز ابياتى در مدح اتابك و پدرش بانيان صحن بود كه حذف شد ( د )