محمدحسين ناصر الشريعه
169
تاريخ قم ( فارسى )
و متصل به اين بنا ضريحى از نقرهء خام بنا شده است كه از بناهاى شاه طهماسب اول است . مرحوم ميرزا على اكبر فيض نوشته است : اين ضريح كهنه به مرور ايام شكسته و گسيخته شده بود ، تا زمانى كه مرحوم حاج مير سيد حسين متولى باشى به عرض ناصر الدين شاه رسانيد كه ضريح نقره از حليهء آبادى افتاده اجازه فرمائيد آن را بر هم زده ، ضريحى از نو بسازيم . آنچه اين ضريح نقره دارد به كار رود و آنچه كسر بيايد از خزانهء مباركهء سركا فيض آثار داده شود ، چه بعضى آلات نقره در خزانه است كه مهمل و بىفايده است ، ولى مزد و اجرت كاركنان را مىبايد حضرت شاهنشاه متحمل شوند . عرضش به عز قبول تلقى شده به ذو الفقار خان خلف ميرزا آقا خان اعتماد الدوله صدر اعظم نورى كه در آن زمان حكمران قم بوده احكام صادر شد كه مزد كاركنان را از وجوه ديوانى بدهد ، و چون ضريح قديم را بهم زده نقره آن را آب كرده غال گذاشتند ، پنجاه هزار مثقال نقره خالص درآمد ، موازى چهل و سه هزار مثقال نقره ديگر از خزانهء مباركه بيرون آورده غال گذاشتند ، اين ضريح حاليه را بنا نمودند ، و مبلغ يكهزار تومان مزد و اجرت كاركنان ضريح مطهر شد . و مرحوم سيد محمد رضا معروف به شيخ محمد رضا كه از جمله خدام آستان مقدس بوده است ، قصيدهاى عرض كرده كه بيست و چهار بيت از آن قصيده در كتيبهء ضريح مطهر به خط مرحوم ميرزا عليرضا مستوفى سركار فيض آثار نوشته آمد ، و ستونهاى ضريح مقدس به خط ثلث مرحوم ميرزا على اكبر فيض است و تمام قصيده اين است : يا رب اين خلد برين يا جنة المأواستى * يا همايون بارگاه بضعهء موسى استى « 1 » فاطمه اخت الرضا سلطان دين كز روى قدر * خاك درگاهش جواهر سرمهء حوراستى « 2 » اين مهين بانو كه در برج شرافت اخترى است * نسل پك و زادهء انسية الحوراستى ملجأ اهل زمان و شافعه يوم المعاد * خواهر سلطان دين و ثانى زهراستى مرقد نورانيش گويا رياض جنت است * تربت پاكش ز مشك و عنبر ساراستى
--> ( 1 ) - يا مگر آرامگاه بضعهء موسى استى خ ل ( مؤلف ) ( 2 ) - بر سرايت خادم آدم ، خادمه حواستى خ ل ( مؤلف )