محمدحسين ناصر الشريعه
160
تاريخ قم ( فارسى )
خراسان در ميان نبود ، پس به ابتدا امام فرمودند : « خراسان ! خراسان ! سجستان ! سجستان ! گوئيا من مىبينم و مشاهده مىكنم كه اهل رى بر شتران نشستهاند و به جانب قم مىرانند و اين گاهى باشد كه پنج يك از دو دانك روى بديشان آورند » . يعقوب بن يزيد روايت كند از ابى الحسن كرخى ، از سليمان صالح ، از ابى عبد اللّه عليه السّلام كه روزى از روزها فتنههاى بنى عباس و آنچه از ايشان به مردم مىرسد در حضرت ابى عبد اللّه باز مىگفتند . ما گفتيم : جانهاى ما فداى تو باد چون چنين باشد مفرود گريزگاه و ملجأ و پناه جاى كجا بود ؟ فرمود : « از عراق به كوفه و حوالى آن و به قم و حوالى آن ، پس فرمود كه در قم شيعت و دوستان ما باشند ، و بنا و عمارت در آن بسيار شود ، و مردم بدان قصد كنند ، و جمع شوند تا غايت كه ديه « جمر » در ميان عمارت بناهاى آن واقع شود . » « 1 » مؤلف گويد : جمر معرب « گمر » است كه فعلا يكى از مزارع قم - نزديك امامزاده خاك فرج ، و چهار امامزاده مىباشد ، و از كتاب تاريخ قم معلوم مىشود كه سابقا ده بوده و حاليه خراب شده ، چنانچه سابق هم ذكر شد كه « يزدان فادار » ديه جمر را به اقطاع به عبد اللّه و احوص داد ، و همچنين ذكر كرده كه چون عرب اشعريان به قم آمدند خيمهها زدند ، چون متمكن شدند و قرار گرفتند و بسيار شدند در صحارى شش ديهسراها و مقامها ساختند و منزل گرفتند و بارو بنهادند و بدان نقل كردند و آن شش ديه ممجان و مالون و قزدان و سكن و جمر و كميدان بوده است . بنابراين مىتوان گفت خبر ناظر به همان ايام باشد چه ديه جمر در وسط قرار گرفته بود ، و ممكن است ، ناظر به زمان بعد از اين باشد و فعلا هم آبادى قم تا نزديك زمينهاى گمر رسيده و شايد بعدها هم در وسط شهر قرار گيرد . مرحوم علامهء مجلسى در جلد 14 بحار در آخر اخبارى كه از ترجمهء تاريخ قم نقل مىفرمايد ، فرموده : بيان - جمر اسم نهر من الانهار التى كانت قبل بناء بلدة قم كما يلوح من التاريخ ، يعنى جمر نام نهرى است كه قبل از بناى شهر قم بوده است چنانكه از تاريخ به دست مىآيد و توجه نفرمودهاند كه صاحب تاريخ قم در چندجا گفته ديهء جمر ، و در همين حديث هم دارد كه ديهء جمر در ميان عمارت بناهاى آن واقع شود و اگر نام نهرى هم باشد به تبعيت زمين است . و همچنين در روايت شيعه آمده است كه « قم در عمارت و كثرت مردم ، قيمت زمين
--> ( 1 ) - تاريخ قم ، ص 96 تا ص 99