محمدحسين ناصر الشريعه

159

تاريخ قم ( فارسى )

اين ايشان را مصلحت و بهبود بود تا ندانند كه ايشان انصار و دوستان مااند « 1 » تا خون‌ها و مال‌هاى ايشان در امان بود ، هيچ‌كس به قم و اهل قم بدى نخواهد الا كه حق سبحانه و تعالى او را خوار و ذليل گرداند و از رحمت خودش دور دارد . و همچنين سهل گويد : كه حديث كرد مرا على بن ابراهيم جعفرى از محمد بن فضيل بن زينب بن داود بن كثير رقىّ ، از جمعى از اهل حديث ، از ابى عبد اللّه عليه السّلام كه او فرمود كه : « حق سبحانه و تعالى فرشته‌اى آفريده است و او را بر قم موكل گردانيده تا بال‌هاى خود بر ايشان فرو گذاشته است و مىافشاند و مىجنباند تا هيچ جبارى و گردنكشى بديشان قصد نكند بدى ، الا كه حق سبحانه و تعالى او را همچو نمك در آب گداخته گرداند و ناچيز كند . و هم او گويد : كه حديث كرد مرا احمد بن عيسى بزاز ملقب به ابن تغّرهء قمى ، از ابى اسحق علاف نيشابورى از واسط بن سليمان ، از ابى الحسن الرضا عليه السّلام كه او فرمود : « بهشت را هشت در است و يكى در از آن اهل قم است ، پس فرمود : فطوبى لهم ثم طوبى لهم » . و ايضا روايت است از احمد بن محمد بن عيسى ، از محمد بن خالد برقى از بعضى اصحاب ما ، از ابى عبد اللّه ( الصادق ) عليه السّلام كه گفتند : ما در حضرت او نشسته بوديم و هيچ ذكر

--> ( 1 ) - مرحوم سيد جلال الدين تهرانى در پاورقى مىنويسد : « اين روايت و اقسام اين روايات مجعول است ، چه هيچ‌گاه پيشوايانى كه خود فداكارى و ثبات و استقامت در عقيده را به مردم مىآموختند چنين دستورى كه جز نفاق و دورويى چيز ديگرى در بر ندارد به مردم نمىدادند و نيز بايد دانست كه اكثر اخبار مرويه در فضائل اماكن و بلاد از اخبار ضعيفه است ، و عقل سليم تصديق نمىكند كه از ائمه هدى عليهم السلام صادر باشد ، و بر اين حمل مىتوان كرد كه هركس براى فضيلت شهر خود خبرى ساخته است به حدى كه فضيلت قم و نيشابور و فارس و قزوين به شياع رسيده ، هرجا انسان فعل نيك كند آن محل نيكوست و هر شخص كه مرتكب افعال حسنه گردد ، آن‌وقت مسعود است و الا زمان و مكان از سعادت و نحوست برى هستند و تنها اعمال انسانى است كه آنها را مسعود يا منحوس مىسازد » . ( د ) [ مرحوم آيت اللّه عظمى بروجردى هم معتقد بود كه روايات مربوط به فضيلت شهرها و مردم آنها اكثرا مجعول و ساختگى است . راجع به قم هم عملا در همين نيم قرن اخير ديده و خبر داريم كه بعضى از گفته‌ها نادرست بوده است . البته قسمتى از آن واقعيت دارد ، و در گذر زمان تحقق پيدا كرده است . احاديث راجع به فضيلت بيت المقدس و شام نيز همگى ساختگى و از دسايس معاويه بوده است . دربارهء قم اگر اينها واقعيت داشت و از احاديث صحيح بود مىبايد شيخ صدوق رئيس محدثين شيعه كه خود سرآمد علماى قم بوده است ، در كتاب‌هايش نقل مىكرد ، كه نكرده است ! بعضى از آنها به وقوع پيوسته ، مانند « منها تفيض العلم الى سائر البلدان » يا علم قم به شرق و غرب مىرسد ، و غيره ، و مخصوصا حديثى كه در صفحه بعد از امام موسى كاظم نقل مىشود . به پاورقى آن نگاه كنيد . ]