محمدحسين ناصر الشريعه

147

تاريخ قم ( فارسى )

مستجاب شود و حشر و نشر مردم در اين زمين باشد . در اين زمين اساس و بنياد قصرى عظيم نمايند بعد از اين كه بناى قصر مجوس بوده است و آن قصر متعلق به پادشاه روم باشد ، و از اين زمين گوسفند ابراهيم خليل را بياورند تا قربان كنند ، و بر اين زمين هزار صنم و بت از اصنام اهل روم بشكنند . در اين زمين اثر نور حق ساطع شود ، و از اين زمين بوى مشك استشمام نمايند ، و حقتعالى بيت العتيق را به اين شهر فرستد و بناها و آسياها بر اين زمين بسيار شود ، و منازل و مواضع زمين‌هاى اين‌جا عالى و گرانبها شود ، به حدى كه زمين به مساحت پوست گاوى به پانصد دينار به فروش برسد ، و عمارت آن هفت فرسنگ در هشت فرسنگ باشد ، و رايت وى را بر اين كوه سفيد بزنند بر نزد دهى كهن كه در جنب مسجد است ، و قصرى كهن كه قصر مجوس مىباشد و آن را جمكران خوانند ، و از زير يك مناره آن ، نزديك آن‌جا كه آتش‌خانه گبران بوده مسجدى بيرون آيد . و حضرت امام سفطى « 1 » از زر بسته و بر براق سوار شده و با ملائكه مقرب و حاملان عرش گردش نمايد و كمربند آدم با او باشد ، و حلم خليل اللّه و حكمت داود و عصاى موسى و خاتم سليمان و تاج طالوت كه بر سر آن نام هر پيغمبرى و وصيى و نام هر مؤمنى و موحدى نوشته شده ، با او باشد » . مؤلف گويد : اين كه فرمودند « در آغاز ظهور قائم آل محمد از شهرى كه آن را قم گويند قيام مىكند » هر چند منافى با احاديث و اخبار معتبره‌اى است كه آن حضرت از مكه ظهور خواهد نمود ، ليكن چون « ابتداء » را مىتوان بر سه قسم تقسيم نمود : ابتداء حقيقى ، و اضافى ، و عرفى ، جمع ما بين اين روايات سهل و آسان است . و اين كه فرمودند كه چشمه آب حيات در قم ظاهر مىشود كه هر كس بنوشد نميرد شايد مراد آب علم و دانش و ايمان باشد كه دل دارندهء آن نميرد و هميشه زنده باشد ، و چشمهء مذكوره در اين حديث شايد همان چشمهء در حديث ديگر باشد كه حضرت امير فرمودند قصبهء قم بلده‌اى است كه ناميده شده به زهراء و در آن بلده است موضع قدم جبرئيل و آن‌چنان موضعى است كه آبى از آن مىجوشد كه هر كس بنوشد ايمن شود از درد . . . » « 2 »

--> ( 1 ) - سفط : زنبيل ، ( فرهنگ معين ) ( د ) ( 2 ) - توجيه چشمه آب حيات ، به چشمه علم و دانش آن هم در آخر الزمان ، با اين كه قم از سابق مركز علم و دانش بوده بعيد است . شايد منظور همان است كه ما گفتيم ، و العلم عند اللّه ( د )