حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )
562
تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )
--> چهار راه بازار تا سه راه بازار ، و از سمت جنوب از مسجد يا تكيه محمديّه ( كه در نوسازيهاى اخير جزء شبستانهاى جنوبى حرم مطهر قرار گرفت ) تا بخشهاى جنوبى كوچه ارك ، و تا نزديكيهاى محله يخچال قاضى و مسجد سلماسى ( كه در حفاريها و كانالكشيهاى سالهاى اخير در كوچههاى اين منطقه گورهاى متعددى ، با سنگ قبرهاى كهن از زير خاك آشكار شد ، براى نمونه نگارنده چندين بار گور ، با سنگهاى كهن در يكى از فرعيهاى كوچه ارك كه در پشت حسينيّة ارك و در برابر حمام آملك مىباشد ديده است ) ، و از سمت مغرب رودخانه قم و از سمت مشرق از قسمتهاى جنوبى كوچه ارك و در امتداد آن تا گذر خان و ادامه آن ( با عبور از خيابان چهارمردان ) تا كوچه آبانبار سيد عرب تا سه راه بازار . در اين محدوده وسيع بويژه در بخشهاى مركزى ( همچون ميدان آستانه و باغ ملى و قبرستان شيخان ) و شرقى آن نشانههاى فراوانى از اين قبرستان بزرگ ديده مىشود ، به گفته پيرمردان قم كه اواخر دوره قاجار را درك كردهاند ، تمامى محدوده فوق الذكر مملؤّ از قبور بوده است ، بدين صورت كه در فاصله سه راه بازار و چهار راه بازار كنونى ، به همين عرض تا ديوارهاى حرم مطهر هيچ ساختهاى جز قبور مردگان ، و چند بقعه با گنبد ديده نمىشود . و شاهد بر اين مدعى چند عكس باقيمانده از آن دوره است ، از جمله عكسهاى كه مادام ديولافوا در سفرنامه خود آورده ، و آنها را پيش از يكقرن قبل از اين محدوده برداشته است . در برخى از منابع تاريخى از وجود دو مردهشوى خانه ( يكى در نزديكى بقعه ابن بابويه ، و ديگرى در نزديكى مدرسه دار الشفاء ) در اين محدوده ياد رفته است . اين قبرستان تا سالهاى 1310 شمسى به همين وسعت برقرار بود ، و در اين سال به هنگام گذر رضا خان از شهر قم تغييرات عمدهاى در آن رخ داد ، كه عمدتا خيابانكشيهاى متعدد در درون و پيرامون آن بود ، كه بنيان آن قبرستان كهن را از ميان برد ، و تنها سه قطعه از آن قبرستان باقى ماند ، كه عبارت بودند از : قبرستان شيخان ، قبرستان ابن بابويه ، و باغ ملى . امّا باغ ملى : ( محدوده وسيع ميان خيابان ارم و حضرتى ، تا خيابان حدّ فاصل شيخان ، كه قسمتى از آن در برابر ساختمان مدرسه آية اللّه گلپايگانى رحمه اللّه و بانك ملى قرار داشت ) كه در حقيقت ادامه قبرستان شيخان بشمار مىرفت ، و مدفن گروه زيادى از محدّثين و راويان و علماء بود ، و در دوره رضا خان به خواست مرحوم آية اللّه حاج شيخ عبد الكريم حائرى براى