حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )

474

تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )

و در حديث سوده بنت عماره « 1 » آمده است « 2 » ، كه : با معاويهء بن أبى سفيان وصف امير المؤمنين على عليه السّلم ميكفت : « كفت : روزى من به حضرت او در آمدم ، و شكايت كردم بسبب مردى كه او را والى صدقه و مال زكات ما كردانيده بود . كفت با او كه : ميان او و ميان ما نيست ، الّا همچو ميان لاغر و فربه ، يعنى آنج كزيده و فربه است مىستاند ، و آن ديكر مىكذارد . جون من به حضرت او رسيدم ، او در نماز استاده بود ، چون از نماز فارغ شد از روئى حفاوت « 3 » و رأفت و شفقت مرا كفت : ألك « 4 » حاجة ، أى « 5 » ترا حاجتيست ؟ من اين « 6 » قصّه و خبر با وى باز راندم . امير بكريست ، و كفت : « اللّهمّ انّى لم آمرهم به ترك حقك ، و لا بظلم خلقك » . خذاوندا ! من ايشانرا نفرمودم كه حقّ ترا ترك كنند ، يا خلق ترا ظلم كنند . بعد از « 7 » آن از جيب خود پارهء پوست همچو پوست انبان بيرون آورد ، و بر آنجا نوشت :

--> ( 1 ) . در أصل و ديگر نسخه‌ها ضبط اين نام سوره بنت عمّار آمده است كه خطاست . او سوده بنت عماره بن الأشتر الهمدانيّه ، از زنان شاعر و سخنران و اديب صدر اسلام مىباشد ، كه در جنگ صفين شركت نمود ، و اشعار حماسى او در نكوهش معاويه و بنى اميّه و تشويق سربازان به جنگ با لشكريان شام مشهور است ، سخنان او در مجلس معاويه به دفاع از امير المؤمنين عليه السلام را مورخين آورده‌اند . ( نگاه كنيد به : اعيان الشيعة : 7 / 324 ، اعلام النساء : 2 / 270 ) . ( 2 ) . اين واقعه را علّامه مجلسى در بحار الانوار : 41 / 119 به نقل از كتاب كشف الغّمة اربلى : 1 / 173 نقل كرده است . ( 3 ) . حفاوت : احترام و خوشامدگوئى . ( 4 ) . در اصل و نسخه چاپى : الك . ( 5 ) . أى : يعنى ، و در نسخه چاپى : آيا . ( 6 ) . در نسخه چاپى : آن . ( 7 ) . در نسخه چاپى : بعد آن .