حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )
429
تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )
تمسّك بقول خذآىء عزّ و جلّ كه ميفرمايد : أَمَّا السَّفِينَةُ فَكانَتْ لِمَساكِينَ « 1 » ، آن جمعى كه خذاوند كشتى بودند ، حقّ سبحانه و تعالى ايشانرا مساكين خواند ، پس مسكين كسى بود كه به قدر او را چيزى بود ، نه آنك او را هيچ نبود . و در سهم مؤلّفة القلوب « 2 » خلاف كردهاند : قومى ميكويند كه : درين وقت سهم ايشان نيست ، زيرا كه اسلام و أهل اسلام قوّت گرفتهاند ، و سهم ايشان راجع « 3 » است با سهم ديكران ، و داخلست در آن . و بعضى ديكر كويند ، كه : شايد كه امام كسى را كه مصلحت بيند ، او را الفت و دل خوشى دهد . و جون مصلحت خود در آن بيند ، و اين سهم ازان او باشد . امّا سهم عاملان « 4 » بر صدقات : امر ايشان با امام است ، آنج مصلحت بيند از برآىء ايشان تعيين كند . و مراد برقاب آنست كه : بنده را از مال زكات بازخرند ، و آزاد كنند . و شافعى كويد كه : بنده را از مال صدقه نخرند و آزاد نكنند ، لكن بندهء كه خود را از خواجهء خريده باشد ، و مكاتب « 5 » شده ، از مال كتابت عاجز شود ، سهمى از مال صدقات بذو
--> ( 1 ) . سورهء كهف : آيه 79 . ( 2 ) . مؤلّفة القلوب ، كافرانى را گويند كه دولت اسلامى به جهت رعايت مصالحى ، از مال صدقات و زكات به آنان داده ، تا دلهاى آنان را به اسلام نزديك كند ، يا مسلمانان را از شر آنان دور نگه دارد . ( 3 ) . راجع : بازگشت . ( 4 ) . عاملان : جمع « عامل » ، مأموران جمعآورى صدقات و زكات . ( 5 ) . مكاتب : بر طبق قانون بردهدارى كه در فقه اسلام آمده ، برده مىتواند تقاضاى آزادى خود را از مالك خود در مقابل پرداخت پول معينى بنمايد ، و در صورت موافقت مالك ، برده مىتواند بتدريج با كسب پول از راههاى گوناگون ( همچون كاركردن - هديهگرفتن - صدقه