حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )
430
تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )
دهند ، تا مال كتابت بخواجه دهد و آزاد كردد . و مراد بغارمان : قومى باشند كه قرض ستده باشند ، و در غير معصيت ، و صلاح خود و صلاح مسلمانان صرف كرده باشند . و فى سبيل اللّه : بعضى كويند كه مراد ، مصالح غزا « 1 » كردن با دشمنان دين است . و بعضى ديكر كفتهاند كه : آنكسانىاند كه با جمعى كه مالى زكات بندهند ، و منع كنند ، كارزار كنند ، و با ايشان حرب كنند ، تا حقوق خذاى از مال خود اخراج كنند . و ابن السّبيل « 2 » : مسافرى است كه در سفر از نفقهء خود عاجز كردد ، و از مال صدقه آن قدر بذو دهند كه او را به شهر خود برساند . و مراد بسبيل اينجا ، طريق است . « ذكر أحكام زمينها » صولى كويد ، كه : « 3 » در زمين سه حكم است : [ زمين اوّل ] : زمينى است كه عشرى از حاصل آن ببايد دادن ، و آن زمينى است كه از آن عرب باشد ، و بر آن بطوع « 4 » يا بكراهيّت اسلام آورد . [ زمين دويّم ] : و زمينى است كه مسلمانان بغنيمت بيابند ، خمسى از آن امام بود ، و باقى ميانهء مسلمانى كه آن ديار را فتح كرده باشند مشترك بود .
--> پذيرفتن و جز اينها ) بتدريج خود را آزاد كند ، اين قرارداد را « كتابت » و اين برده را « مكاتب » گويند . ( 1 ) . غزا ، يغزو ، غزوا : جنگيدن ، هجومبردن . ( 2 ) . ابن السبيل : درمانده در راه را گويند ، يعنى كسى به مسافرت رود و در ميانه سفر به هر دليل با از دست دادن يا تمامشدن پول از ادامه سفر به سمت خانه و كاشانه يا مقصد خود بازماند . ( 3 ) . ادب الكتّاب : ص 209 . ( 4 ) . به طوع : به اختيار .