حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )

428

تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )

ميفرمايد كه : مال صدقات ، از آن فقرا و مساكين است . و از آنهآئى كه مال صدقه را جمع كنند . و در آن سعى نمايند . و از آن جمعى كه نه اهل اسلام باشند ، فامّا بسبب عطيّه مذد مسلمانان نمايند ، در كارزار كردن با كافران حربى . و بندكانى كه در دست خواجكان خود در زحمت باشند . و جمعى كه قروض « 1 » بسيار بر ذمّت ايشان باشد ، و از كزاردن آن عاجز باشند ، به شرط آنك در ملاهى و مناهى « 2 » صرف ننموده باشند . و سبيل اللّه ، مثل : مدرسه و خانقاه و مساجد و پل و رباط و غير آن . و ره‌كذرى كه از شهر و منزل خود دور باشد . و فقير بنزديك لغت : كسى بود قوتى بكوشش و جهد « 3 » تمام حاصل كند ، و او را كافى بود ، و زياده بر آن نبود . و درين سخن احتجاج « 4 » بقول راعى « 5 » مىكند ، شعر : امّا الفقير الّذى كانت حلوبته * وفق العيال فلم يترك له سبد « 6 » و مسكين هم بنزديك لغت : كسى بود كه او را قوت نبود . و شافعى « 7 » ميكويد ، كه : مسكين غير ازين است كه اهل لغت حدّ آن كفته‌اند ،

--> ( 1 ) . قروض : جمع « قرض » . ( 2 ) . ملاهى : جمع « لهو » به معناى شاد خوارىكردن ، مناهى : جمع « نهى » به معناى محرمات . ( 3 ) . جهد : تلاش و سعى . ( 4 ) . احتجاج : برآوردن حجّت و دليل . استشهادكردن ، شاهدآوردن . ( 5 ) . الرّاعى ( . . . - 90 ه ) عبيد بن حصين بن معاوية بن جندل النميرى ، أبو جندل . يكى از شاعران بلند مرتبة دوره اموى . برخى او را در طبقه نخست از شعراء صدر اسلام ، همچون فرزدق و جرير قرار داده‌اند . او از طرفداران بنى اميّه بود ، و اشعار و قصائدى در مدح آنان سروده است . ( خزانة الأدب : 3 / 150 - 151 ، معجم الألقاب المستعارة : ص 139 ) . ( 6 ) . در پاورقى ( 1 ) ادب الكتّاب : ص 203 آمده است : اين بيت در مدح عبد الملك بن مروان سروده شده ، و ( حلوبة ) شتر شيرده است ، و ( سبد ) كم موى را گويند . ( 7 ) . محمد بن ادريس شافعى ( 150 - 204 ه ) امام مذاهب شافعى از مذاهب اهل سنت .