حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )

421

تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )

اسم كفر با اسلام . پس آن فىء بود نه غنيمت . وجه دؤم : جزيهء رؤوس « 1 » أهل ذمّت . وجه سوّم : آنچ از نصاراى « 2 » بنى تغلب « 3 » بستانند ، و آن زكات است مضاعفهء ديكر . وجه چهارم : آنچ از تجارات أهل ذمّت بستانند . وجه پنجم : آنچ از تجارت مشركانى كه بعهد و پيمان در بلاد اسلام درآيند . از تجارات أهل ذمّت نصف عشر بستانند ، و از تجارات أهل شرك عشرى . مال دوّم : معدن ، و وجوه آن چهارند : اوّل : كنج است ، و آن ماليست كه در جاهليّت ، كفار آن را دفن كرده باشند ، هر كس كه آن را بيابد خمس از آن را بسلطان دهد ، و چهار خمس خود بردارد . دؤم از وجوه معدن : موضعى كه در آن زر و نقره و ارزيز « 4 » و مس و روى و آهن باشد . و در اينها خلاف كرده‌اند : أهل عراق « 5 » مىكويند : حكم گنج دارد ، و خمس از آن بسلطان دهند ، و چهار خمس

--> ( 1 ) . رؤوس : جمع « رأس » به معناى سر ، و كنايه از انسان كافر ذمّى است ، كه كافران اهل كتاب را گويند ، كه در ميان مسلمانان در سرزمين اسلامى زندگى مىكنند . ( 2 ) . نصارى : جمع نصرانى . ( 3 ) . در چاپى : ( بنى ثعلب ) ضبط شده است . و در ادب الكتّاب : ص 198 : ( الوجه الثالث : ما يؤخذ من نصارى تغلب ) آمده . ( 4 ) . در نسخه ( 2 ) : ارزنيز ، كه خطاست ، و در صحاح الفرس آمده است : ( ارزيز : نوعى از معدنيات بود سپيد رنگ ) ، و در پاورقى صحاح الفرس به نقل از نسخه‌اى آمده است كه : ( ارزيز : قلع است ) . ( 5 ) . مقصود از اهل عراق در اصطلاح فقهى ، فقهاى سنى مذهبى بوده‌اند كه از آنان با عنوان ( أهل رأى و قياس ) ياد مىشده است ، كه همانا پيروان ابو حنيفة ( متوفاى سال 150 ه ) و شاگردان او همچون محمد بن الحسن شيبانى و ابو يوسف قاصى و جز اينها هستند ، كه در استنباط