حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )
406
تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )
و به من چنين رسانيدند از بعضى از ايشان ، كه شاخهاى كوچكتر از درخت مىگرفتند ، و پسران خورد خود را به روى « 1 » ( خود ) « 2 » درميانداختند ، ( و بدان چوبها ) « 3 » ايشان را ميزدند ، و در زبان ايشان مينهادند ، كه بكوئيد : « اللّه اللّه أيّها الاستاد ، تأمّل في حالى ، فقد وقع اليرقان على غلّتى فأفسدها . و وقع الدّود على قطنى فأكله . و أضاع « 4 » الجراد و القمّل سائر ما بقى » . يعنى : اللّه اللّه اى استاد ! انديشه كن در حال من ، بحقيقت كه زنكار در غلّهء من واقع شد ، و آن را تباه كردانيد . و كرم واقع شد در پنبهزار من افتاد و بخورد ، و آنچ باقى ماند ملخ بكلّى بخورد . كودك در زير چوب اين كلمات را تكرار ميكرد ، و باز مىكفت ، تا آنكاه كه ياد مىكرفت ، چنانج بوقت حاجت ، او بذان مستظهر مىشد . پس أبو الفضل ديكر باره بخنديد ، و تعجّب نمود . و بعضى از مشايخ كفتند ، كه : اين حكايت و روايت درست است ، زيرا كه همّت قوم و غرض ايشان ، پيوسته در كسر خراج بوده است ، و پاكيزه كردانيدن سراها و فرشها و جامهاى ايشان . و آنك اسباب چهارپايان ايشان نيكو باشد « 5 » ، و مرغان شكارى ايشانرا آب و طعمه و علف بسيار بود ، و ساحهاى « 6 » ايشان خوب بود ، و پيوسته بذل طعام كنند ، و عطا دهند ، و ذكر ايشان بسماحت
--> ( 1 ) . به روى : به صورت . ( 2 ) . افزوده از نسخة چاپى . ( 3 ) . همان . ( 4 ) . در نسخه خطى : ضاع ، و در چاپى : احتاج [ اجتاح ] و ظاهرا صحيح آن بايد « اجتاح » باشد كه به معناى درنورديدن است ، و اين كلمه تناسب با حمله ملخها دارد . ( 5 ) . در نسخهء چاپى : و آنك اسبان و سائر چهارپايان ايشان نيكو بود . ( 6 ) . كذا در نسخهء ( 2 ) ، و در نسخهء ( 3 ) مفقود است ، و در چاپى : ساحهاى . و در حاشيه نسخه