حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )

405

تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )

عامل عهد كرد و عقد بست كه به عقب « 1 » اين ، مكروهى به احمد بن الصّلت نرساند ، و او را ايذا « 2 » نكند و نرنجاند ، و خراج صاحبش باصلاح آورد ، و او را ايمن كرداند . « 3 » ( بعد از آن احمد خايهء عامل را رها كرد ، و عامل بر عهد وفا نموده ، و بفرمود كه غلّات صاحبش بر ندارند ، و خراج او سبك گردانيد . أبو الفضل چون اين حكايت بشنيد ، بسيارى بخنديد ، و از آن تعجّب نمود . پس از آن ابو محمّد گفت : اهل محلّت قزدان « 4 » از فرسان « 5 » عرب قم بوده‌اند ، و آن كسانى بوده‌اند فتنه انكيخته‌اند ، تا غايت كه بسبب طمع ايشان در كسر خراج ، و كم كردانيدن آن ، فرزندان خود را تحريض « 6 » مىكردند در خوردى « 7 » ، و خبره مىكردانيدند بر كسر خراج ، و مىآموزانيدند چنان كه مردم مرغان شكارى را در حالت خوردى ، در طلب ( صيد ) « 8 » چيره گردانند ، و تعليم دهند و بر آغالانند « 9 » .

--> ( 1 ) . عقب : پس از . ( 2 ) . ايذاء : اذيّت . ( 3 ) . دو صفحه از اصل مفقود است ، كه از نسخة ( 2 ) و ( 3 ) و نسخهء چاپى افزوده شده است . ( 4 ) . يكى از شش يا هفت آبادى كه با توسعه آنها شهر قم كهن به وجود آمد ، اين ديه كه يكى از روستاهاى طسوج لنجرود ( يا لنگرود ) بشمار مىرفته است ، در مشرق قم و پس از جمكران و در آغاز راه روستاهاى قهستان قم قرار داشته است . در « انوار المشعشعين ج 1 / ص 44 ، 184 ، 228 » ، اين ديه با ضبط « غزوان » آمده است . ( 5 ) . فرسان : جمع « فارس » به معناى جنگاور و شجاع و دلير ، يا اسب‌سوار شجاع . ( 6 ) . در نسخه‌ها : « تحريص » كه احتمالا خطا است ، و صحيح آن « تحريض » مىباشد ، به معناى تحريك‌كردن و واداشتن به آموختن يا انجام كارى . و احتمال بسيار دورى مىرود كه مقصود « تحريص » باشد به معناى ترغيب و تشويق به مال‌پرستى و دنياخواهى . ( 7 ) . خردى : كودكى . ( 8 ) . افزوده از نسخة چاپى . ( 9 ) . آغال : كسى را بر جنگ يا كارى ديگر تيزكردن باشد ( صحاح الفرس : ص 204 ) .