حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )

363

تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )

دو دينار كردند ، پس از آن كسورات « 1 » منسوبه و معروفه بعجز و تكملهء « 2 » ، و « 3 » اضافت مىكردند . و همچنين : هر كس كه خلل « 4 » بمال او در مىآمد - بسبب عجز ارتفاع او از ضمان « 5 » او - عجز ضمان او بر سائر ارباب خراج قسمت مىنمودند ، تا غايت كه ضريبهء خراج در ايّام عمّال و كماشتكان و كاركنان ماكان بن كاكى « 6 » ، و اسفار بن شيرويه « 7 » الديلمييّن « 8 » ، و

--> ( 1 ) . كسورات : جمع « كسر » به معناى كمبود و كاهش به وجود آمده در رقم مقررى ساليانه در مال خراج ، كه بر أثر عجز و عدم توانائى پرداخت ماليات ، و يا افزايش رقم مقررى بر رقم پيش بينىشده سال قبل . ( 2 ) . در اصل : « تكلمهء » كه خطاى ناسخ است . ( 3 ) . حرف « واو » يا اضافى است كه بايد حذف شود ، و يا واو استينافى است ، و در هر حال نمىتواند « واو » عطف بوده باشد . ( 4 ) . مقصود از خلل ، كاستى است . ( 5 ) . يعنى بر اثر بالا رفتن سرانه مالياتى ، شخص از پرداخت آن مقدار از خراج كه ذمه او بدان ضامن بود ، عاجز و ناتوان مىگرديد . ( 6 ) . ما كان نام يكى از حكام بوده كه پدر او كاكى نام داشت ، و از حاكمان مازندران بود ، و كاكى به معناى كاكو است يعنى خالو ، وى به شجاعت معروف بود ، و آل بويه در به دو حال ملازمت ماكان را مىكردند ، همچنين اسفار بن شيرويه و مرداويج بن زيار و برادرش ابو طاهر وشمگير همه متابعت او مىكردند ، او در عهد نصر بن احمد سامانى ( 301 - 331 ) بر او طغيان كرد ، و بر جرجان مسلط شد ، و در هنگام جنگ با امير ابو على احمد بن محتاج چغانى در سال 329 ه كشته شد . ( لغت‌نامه دهخدا : ماده ماكان ) . ( 7 ) . اسفار بن شيرويه يكى از سران ديالمه بود ، به علت ستم‌كارى ماكان او را از خود دور كرد ، از اين رو نخست به بكر بن محمد ، و سپس به نصر بن احمد سامانى مرتبط شد ، و نصر او را به ولايت جرجان نصب كرد ، و جنگهاى فراوانى نمود ، عاقبت به دست يكى از گماشتگان خود - يعنى مرداويج بن زيار ديلمى - در سال 316 ه مغلوب و كشته شد ( لغت‌نامه دهخدا : ماده اسفار ) . ( 8 ) . تثنيه ديلمى .