حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )
286
تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )
من رآى « 1 » كرد ؛ در روزكار خلافت معتصم ، و از وصيف « 2 » تركى - أمير امرا - درخواست كرد ، و ضماننامه داد ، كه قم را مساحت كند و بپيمايد ، بر سبيل سويّت و عدالت ، و مال آن بسيارى زيادت آرد ، چنانجه هيچ كس تظلّم ننمايد و شكايت نكند . وصيف تركى درين سخن او را اجابت نمود ، و او را با محمّد بن هاشم بادغيسى - أمير قم - بقم فرستاد ، و روانه كردانيد در سنهء خمس و عشرين و مائتين « 3 » . پس جون اليسع به قم آمد ، اهل قم را دلخوشى و استمالت داد ، و بمعاونت و شفقت و تخفيف در مساحت ضيعتهآء ايشان وعدههآء مرغوبه « 4 » داد ، پس اهل قم بذو ، و بصحبت او ، بقول و فعل او مآئل شدند . پس از آنك مصقلهء بن اسحاق ، و محمّد بن عامر بن سعد ، ايشانرا نهى مىكردند ، و مىكفتند كه اليسع بذين سخنان ميخواهد كه شما را بفريبد ، ايشان منتبه « 5 » نشدند و باز نايستادند . پس اليسع ابتدا كرد بمساحت قم ، تا مال آن بهشت هزار هزار درهم برسانيد و رفع
--> ( 1 ) . شهر سامراء ( يا سرّ من رآى ) در 80 كيلومترى شمال بغداد ، كه چندى دار الخلافه گرديد . ( 2 ) . وصيف تركى يكى از مشهورترين اميران ترك لشكر عباسيان ، كه به ( امير الامراء ) نيز شهرت داشت ، او در اصل يكى از غلامان معتصم بود ، و بعدها بر اثر لياقت به فرماندهى لشكر رسيد ، و سپس منصب حجابت را براى چهار خليفه عباسى - يعنى معتصم و واثق و متوكل و منتصر - به عهده گرفت . او در سال 253 هجرى در آغاز خلافت المعتز باللّه در سامراء كشته شد . ( 3 ) . سال 225 هجرى . ( 4 ) . اين صيغه چنان كه در ميان فارسىزبانان متداول و مستعمل است ، معمولا به حذف مضاف مىآيد ، و گفته مىشود جنس مرغوب ، و در واقع صحيح آن مرغوب اليه است ، و گرنه مرغوب به تنهايى در زبان عربى قابل حمل بر معناى خواستن و نخواستن است ، يعنى اگر گفته شود مرغوب عنه به معناى نخواستن است ، و اگر گفته شود مرغوب اليه دلالت بر خواستن مىكند . ( 5 ) . آگاهشدن ، و احتمال مىرود ضبط صحيح آن ( متنبه ) بوده باشد .