حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )

247

تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )

و همچنين : در راههاى قم - و آن شش‌اند - طلسمى تعبيه كرد ، پس راههاى قم هميشه مخوف باشند . و بذان سبب بليناس اين طلسمها بقم تعبيه كرد ، كه از اهل قم راضى و خشنود نبود ، سبب آنك - چنانك روايتست كه - اهل قم حقّ او نكزاردند ، و خدمتى كه لائق « 1 » بود دربارهء او بجاى نياوردند » . و همچنين كويند ، كه : بالآى سجّاران « 2 » طلسمى از بهر ماران تعبيه كرد ، تا همه ماران بيكجا جمع شوند . جون بليناس اين طلسم بالآى سجّاران تعبيه كرد ، همه ماران آن نواحى بكوهى كه بالاى سجّارانست - بيك فرسخى - جمع شدند . و طلسمى ديكر به زير سجّاران تعبيه كرد ، از بهر كژدمان « 3 » ، پس ازين جهت بذين نواحى و جوانب كژدم كم‌اند . و طلسمى ديكر برابر نمكستان ، بسى كز زمين از آن دور ، برابر درخت مملحه « 4 » پنهان كرد ، تا آب آن چشمه همه اوقات جارى و روان بود ، مادام « 5 » تا در تصرّف آن منع نكنند ، و بر آن خراج ننهند . هركاه كه سلطان وقت از آن كوه نمك منع كند ، و نكذارد كه از آنجا نمك برند ، يا خراج بر آن وضع كند ، در حال آن جشمه خشك شود . و اين معنى معروف و مشهور است ، و بارها تجربه و امتحان آن نموده‌اند . و طلسمى ديكر از يسار « 6 » نمكستان بسى كز تعبيه كرده است ، تا نفاطت « 7 » آن آب

--> ( 1 ) . لائق : شايسته . ( 2 ) . از روستاهاى رستاق رود آبان ، كه در بخش كوهستانى شرق قم واقع بوده است . ( 3 ) . عقرب . ( 4 ) . ملح - نمك و مملحه : نمك‌زار . ( 5 ) . تا هنگامى كه . ( 6 ) . چپ . ( 7 ) . ؟