حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )
پيشگفتار 30
تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )
والى را از شهر بيرون راندند ، رفتارى كه پىآمدهاى سختى را براى مردم قم به ارمغان آورد ، و چندين لشكر و سپاه براى در هم كوبيدن اين مقاومت گسيل گرديد ، ليكن در نهايت خواسته مردمان قم برآورده شد ، و واليانى بر آنان حاكم گرديدند ، كه از گرايشهاى مذهبى همسويى با آنان برخوردار بودند . در كتاب ارزشمند تاريخ قم سير اين حوادث و وقايع به تفصيل آمده است . شايد يكى از عوامل مهم پذيرش خواسته مردم قم ، از سوى دار الخلافه بغداد ، همانا عربهاى أشعرى قم بودند ، كه روابط گستردهاى با بسيارى از خاندانهاى با نفوذ و صاحب اختيار در ديوان خلافت ، و ديوان لشكر داشتند . روابط سببى و نسبى و تيره مشترك ، و زبان و فرهنگ ، و تمايلات يكسان ميان مردم قم ، و فرستادگان بغداد ، عامل مهمى بود كه توانست در نهايت راه حل ميانهاى را فرا روى طرفين قرار دهد . البته خضوع مردمان قم - كه از شيعيان معتدل به شمار مىآمدند - به خلافت بنى العباس امرى پوشيده نبود ، بدين معنى كه قميّان هرگز داعيه استقلالطلبى ، يا نافرمانى و سرپيچى و عدم بيعت ، و مبارزه و قيام مسلحانه بر عليه خليفه عباسى را نداشتند ، بلكه در عين بيعت با خليفه بغداد ، خواستههاى مشروع محلى داشتند ، از اين رو دربار خلافت به آنان به ديدهء ياغيان يا شورشگران نمىنگريست ، و تا حدّ امكان سعى در برآوردهشدن خواستههاى آنان داشت . توانايى قميّان بر ايستادگى در برابر اراده دار الخلافه و در پايان به دست آوردن نسبى خواستههاى آنان ، سبب گرديد كه شهر قم پناهگاه جمع زيادى از علويان حسنى و حسينى و موسوى و رضوى و جعفرى و ديگر شيعيان گردد . احترام و پذيرايى مردم قم از سادات علوى بگونهاى شهره آفاق گرديد ، كه صدها تن از آنان ، كه عموما در فشار و سختى و تنگدستى روزگار خود را مىگذرانيدند ؛ شهر و ديار و اقوام خود را رها نموده ، و براى بدست آوردن آرامش خاطر ، و جايگاه متناسب با شأن و موقعيت خود ، رو به سوى قم آوردند ، و در آن سكونت گزيده ، و به زاد و ولد پرداختند ، و بعدها فرزندان و نوادگان آنان در سر تا سر جهان اسلام ، به ويژه در شهرهاى مشرق جهان اسلام و هند و ماوراء النهر پراكنده شدند . وجود دهها بقعه و امامزاده ،