حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )
پيشگفتار 26
تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )
مىتوانست تعداد زيادى نمازگزار را در خود جاى دهد . و با ساختهشدن اين مسجد ، مركز تجمع و فعاليت شهر بدان منتقل شد ، و با توجه به سبك معمارى اسلامى در ساختمان شهرها ، همواره مسجد جامع ، مركز و قلب شهرها و مجموعههاى انسانى را تشكيل مىداده ، و پيرامون آن بازار - مدرسه - دار الامارة و جز اينها از تأسيسات شهرى بنا مىگرديده است . گر چه اين مسجد بعدها با ساختهشدن مسجد جامع يا جمعة ، از رونق نخستين آن كم شد ، و به مسجد عتيق شهرت يافت ، ليكن در آن دوره توانست نقش مهمى در تمركز شهر قم ، و بهم پيوستن محلهها ، و زمينه چينى براى رسميتيافتن شهر قم ايفا كند . آغاز اعتبار شهرشدن قم را ، از هنگامى بايد دانست كه چند سال پس از مرگ عبد الله و احوص ، و فزونى مشكلات ناشى از ارتباط قم با اصفهان ، حمزة بن يسع أشعرى توانست تشكيلات خلافت در دار الخلافة بغداد را قانع نمايد ، كه قم از لحاظ ويژگيهاى شهرى ، شرايط لازم را داراست ، از اين رو در سال 189 هجرى ، در دوره خلافت هارون الرشيد ، رسما شهر قم كوره گرديده ، و از لحاظ ادارى از ولايت اصفهان جدا شد ، و مستقيما با دار الخلافة بغداد مرتبط گرديد ، و براى پرداخت خراج آن ، تشكيلات جدا گانهاى در قم فراهم آمد ، كه بعدها براى تعيين مقدار خراج ساليانهء زمينهاى كشاورزى ، چند بار زمينهاى قم اندازهگيرى و مسّاحى شد . شش سال پس از اين واقعه مهم در تاريخ قم ، يعنى در سال 195 هجرى ، با قرار گرفتن منبر خطبه در مسجد جامع ، آخرين لازمه شهر اسلامى نيز فراهم آمد . و بدين گونه تلاش عربهاى اشعرى طى يك قرن ، توانست دشت قم را كه از چند روستاى كوچك و بى ارزش تشكيل شده بود ، به شهرى معتبر ، و كورهاى مستقل ، با حاكمى كه از سوى خليفه بغداد گسيل مىشد درآورد ، و اينچنين بود كه پنجمين شهر اسلامى - پس از ساختمان بصره در سال 16 هجرى ، و كوفه در سال 16 يا 17 هجرى ، و فسطاط در مصر در سال 18 هجرى ، و واسط در سال 86 هجرى - در اين ناحيه از سرزمين پهناور اسلامى ، بر پايه اسلام شيعى سر برآورد ، و رشد نمود ، و به پايگاهى براى نشر فرهنگ و اعتقادات شيعه اثنى عشرى در