حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )

145

تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )

اسفيده است ، از ناحيت ثيمرهء كبرى . و كويند كه : آنجا كوهى است كه آن را [ اين ] « 1 » خوانند ، از جهت آن كوه و طرف ؛ آن را جانان خوانند ، آب از آن بيرون مىآيد ، [ و در رودخانه اصفهان مىرود ، كه آن را زنده رود مىخوانند . آب يك طرف ديكر كوه - كه آن را مانان مىخوانند - به جانب نيمور « 2 » و نىزار « 3 » ] « 4 » ، و از آنجا بقم [ روان است ] . و هر كاه كه آب رودخانهء قم زياده بر احتياج ضيعتهآء حوالى قم بودى ، آن زياد را بقم روان كردندى . پس آن آب بقمرود ، به موضعى كه آن را صحراى مسيله « 5 » خوانند فرو مىرفت و ناپديد مىشد » . و بعضى روايت كرده‌اند - هم از مردم قم - كه : « آن آب كه مستغنى « 6 » بودند از آن ، و بدان احتياج نداشتند ، از رودخانهآىء « 7 » قمرود و

--> ( 1 ) . در نسخة أصل و چاپى ، ص 47 بياض است ، و اين نام در دو نسخة ديگر آمده است . ( 2 ) . نيمور : قصبه مركزى دهستان نيمور بخش حومه شهرستان محلات در 11 هزار گزى جنوب محلات ، متصل به جادهء دليجان به محلات ، و در دامنه سردسيرى واقع است ، و آبش از رودخانه لعل‌بار ( رود قم ) . اين ده سر راه شوسهء دليجان به خمين واقع است . ( لغت‌نامه دهخدا : ماده نيمور ) . ( 3 ) . روستاى نيزار در جنوب شهر قم و در ميانه جاده قديم قم - اصفهان قرار دارد . ( 4 ) . افزوده از نسخة ( 2 ) و ( 3 ) ، و انوار المشعشعين : 1 / 163 . ( 5 ) . در نسخه اصل اين نام كمى ريز نوشته شده است ، و به نظر مىرسد كاتب نسخه نخست جاى آن را سفيد گذاشته و بعدها دو كلمه ( صحراى مسيلهء ) را افزوده است ، و در نسخه ( 2 ) و ( 3 ) . از اين موضع به نام ( مسيلهء ) ياد شده است ، و ظاهرا مقصود از صحراى مسيله ، درياچه نمك است كه در جنوب شرق قم و شمال شرق كاشان واقع است و آبهاى رودخانه‌هاى قم و پيرامون آن بدان مىريزد . ( 6 ) . بىنياز . ( 7 ) . در دشت قم تعدادى رودخانه جريان داشته و دارند ، كه عبارتند از : قمرود - قره‌چاى ( اين دو