حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )

132

تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )

قيام نمود ، و قنّاءان « 1 » را بر آن داشت ، و مالى بسيار بر آن خرج كرد ، تا آنكاه كه آب سه كاريز بكشاد و روان كرد . اوّل كاريزى كه آن را كاريز زيرك « 2 » - آزادكردهء بعضى از عرب بقم - كويند ، و عمارت آن در سنهء احدى و سبعين و ثلثمائه « 3 » هجريّه بود ، و آبهاء آن به شهر روانه كردانيد ، در جوئهائى كه آن را استحداث كرده بود ، و آن آب در ميان بازار ، و بيشترين محلّتها و موضعها و دربها « 4 » و كوچها روان شد . پس لا جرم بر متوطنان آن شهر ، و مسافران از صادر و وارد آسان شد بر كرفتن آن آب ، و بذين سبب همه روزه دعا و ثنآئى بسيار ، از برآىء صاحب الجليل ، و مؤيّد الدّوله مىكفتند ، و ايشانرا بدعآىء خير ياد مىكردند ، و اين آب جارى بود و منقطع نشد » ، و اللّه أعلم . * * *

--> ( 1 ) . قنّاء آن : جمع مقنّي كه چاه‌كن را گويند . ( 2 ) . در نسخهء اصل : زيرك ، و در برخى ديگر از نسخ : بزرك آمده است ، و احتمالا صحيح آن زرك ( تصغير زر ) است ، بويژه آن كه او ( آزادكرده بعضى از عرب بقم ) بوده است ، و در فارسى زر از نامهاى مردان بوده است همچون زرياب . ( 3 ) . سال 371 هجرى . ( 4 ) . درب جمع آن دروب ، كلمه‌اى است عربى به معناى كوچه‌هاى باريك اعم از راه‌دار و بن بست .