حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )
130
تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )
بركها « 1 » - تا هر كس كه مىخواهد از آن جوئها به باغجها و بستانها و حمّامات ، و سآئر مصلحتها ، از عمارات و غير آن مىبرد ، به آسانى و به سهولت ، بىمشقّتى و زحمتى و مانعى . و از آن جوئها انواع حيوانات آب ميخورند ، تا ثواب آن به ارواح صاحبش و اصل مىشد « 2 » . و اين كاريزها جارى و روان بودند ، و آبها بر ظاهر « 3 » شهر و داخل آن مىرفت - جنانج ياد كرديم - تا آخر روزكار عجم . پس اين كاريزها روى در نقصان نهادند « 4 » ، و باندك روزكارى خراب شدند ، و فوّهات « 5 » آن - يعنى در كاريزها ، و مستقها كه در زيرزمين كنده بودند - باقى مانده بود ، و أثر آن ظاهر « 6 » بود . پس جون أحمد بن علىّ المرورودى « 7 » بقم آمد ، و والىء قم شد ، قومشانرا « 8 » به بيرون آوردن آب اين كاريزها بداشت ، و مالى بسيار بر آن خرج كرد ، و آبهاىء آن بكشاد ، و به شهر روان كردانيد ، تا بميان بازار آن آب برسيد ، آنجا كه رأس المزبله « 9 » مىگويند ، و مردم
--> ( 1 ) . بركها ، جمع بركه كه به معناى گودالى كه در آن آب جمع گردد . ( 2 ) . كذا در اصل ، و صحيح آن و اصل شود است . ( 3 ) . حومه و پيرامون شهر . ( 4 ) . احتمالا نقصان و كمى آب اين كاريزها ، بر اثر آشفتگى اوضاع اجتماعى و سياسى ايران در آن دوره بوده است ، زيرا كاريز و قنات همواره بايد مورد رسيدگى و لايروبى ساليانه قرار گيرد ، و رسوبات ديواره و كف كاريز زدوده شود ، تا جريان رگههاى آب همواره به آبدهى خود باقى باشد ، و به نظر مىرسد در سالهاى پايانى حكومت ساسانيان ، آشفتگى امور و گرفتاريهاى داخلى و خارجى كشور ، مانع از رسيدگى به اين امور گرديد ، از اين رو در فاصله چند سال آب كاريزها كم و كمتر گرديد ، و در نهايت بطور كامل از آبدهى باز ايستاد . ( 5 ) . در اصل : قورجات ، و صحيح آن ( فوّهات ) است كه به معنى دهانه چاه مىباشد ، و دليل بر اين گفتار ، توضيح مصنف است كه در دنباله سخن خود مىگويد : ( يعنى در كاريزها . . . ) . ( 6 ) . آشكار . ( 7 ) . ؟ ( 8 ) . ظاهرا معرّب كموش است ، كه در بعضى ولايات ايران چاهكن را گويند . ( 9 ) . رأس المزبلة : يعنى جايگاهى كه نخاله و خاكروبه در آن جمعآورى مىشود ، كه به نظر