حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )

100

تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )

فصل جهارم از باب اول « در يادكردن اوّل مسجدى كه به قم بنا نهادند ، و منبر در آن نصب كردند ، تا آنكاه كه مسجد جامع بقم بنا نهادند ، و منبر از آن به مسجد جامع نقل كردند . و در يادكردن سرآهاىء خراج و دار الضّرب ، و سرآهاىء حاكمان ، و زندانها كه بقم بوده‌اند ، و غيره » . * * * « ذكر مسجد جامع و منبر بقم » چنين كويند ، كه : « جون عبد اللّه بن سعد أشعرى بقم فرود آمد ، در قم بغايت زاهد و عابد بود ، و راغب « 1 » آن بود كه بقزوين رود ، زيرا كه نميخواست كه نماز در سرآهاء مجوس بكزارد . و همه روز حديث مىكرد و سخن مىكفت ، كه من ازينجا رحلت ميكنم . پس براذرش أحوص او را كفت كه : اين مكان هم ثغرى « 2 » است ، كه ديلم « 3 » بذان

--> ( 1 ) . مايل‌بودن و رغبت‌داشتن . ( 2 ) . خط مرزى ميان سرزمينهاى مسلمان‌نشين ( - دار الاسلام ) و سرزمينهاى كافرنشين ( - دار الكفر ) كه احتمال هجوم و حمله و نفوذ سربازان دشمن در آن مىرود ، و معمولا محلّ استقرار سربازان و مجاهدان مسلمان مىباشد را ثغر يا به صيغه جمع ثغور بر وزن فلس و فلوس گويند . ( 3 ) . مقصود از ديلم ، ايرانيانى بوده‌اند كه در نواحى جنوب غربى درياى خزر و گيلان زندگى مىكرده‌اند و اين مناطق تا سالهاى پايانى قرن نخست هجرى همچنان بيرون از مجموعة