حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )

86

تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )

و آنج حمزهء اصفاهانى در كتاب خود آورده است كه : « در هفت ديه مقام ساختند » ، غلط و سهوست ، زيرا كه جلنبادان و ممّجان نام ديهء واحده است ، و هر دو عبارت از يك ديه‌اند ، و آن را اين دو نام است . و جلنبادان - جنانچه مشاهده مىرود - موضع حصن « 1 » است ، كه دزپل « 2 » ميكويند ، و ممّجان موضع ديه است ، كه آن را باب شهرستان مىكويند ، كه آن شهرست ، و فارقين « 3 » كه كرد بر كرد آن بوده ، آل سعد آن را بينباشتند ، و در آن وقت كه بقم نزول كردند ، و بعضى از اثر

--> 29 / ص 58 ) مىگويد : ( مؤلف تاريخ قم ص 63 دربارهء سجن مىگويد : « اين ديه را از بهر آن سجن نام نهادند كه ريگستان و سنگلاخ بوده است و زمينى كه در آن سنگ و ريگ باشد ، آن را سجن و سكن خوانند . « سكن » بىشك بايد « سگن » خوانده شود ، و « سجن » معرّب آن است ، « سگن » مشتق است از « Sag » صورت پهلوى كلمه سنگ ، كه در نام سگسر « - سنگسر » در متون جغرافيايى قرنهاى سوم و چهارم ، و در كلمه « سجّيل » معرّب سنگ گل نيز ديده مىشود ، و پسوند « en » ( مخفف ( - een ويژه نسبت و جنس . پس تلفظ اين كلمه بايد « Sagen » و محل آن نيز بايد همان حوالى خاك فرج باشد ) . ( 1 ) . قلعه . ( 2 ) . در برخى از نسخه‌ها با ضبط در پل آمده است ، كه محلّ پلى بوده است به نام بكجه بر روى رودخانه قم كه بخش كميدان ( در مغرب رودخانه ، يعنى زمينهاى وادى السلام و خاكفرج كنونى ) را به بخش غربى شهر متصل مىكرده است ، و در نزديكى در پل مسجد جامع كهن قم قرار داشته است . ( 3 ) . فارقين معرّب پارچين است ، چنان كه ياقوت حموى در معجم البلدان ذيل نام ( ميافارقين ) بدان اشاره دارد و مىگويد : ( و فارقين و هو الخلاف ، بالفارسية يقال له بارجين ) ، و درباره معناى آن در صحاح الفرس آمده است : ( چوب يا خار باشد كه گرد باغ و بر سر ديوارها پرچين مىكنند ، تا كسى بر نتواند رفت ) . و گفته تاريخ قم نيز شاهد بر اين معنا است آنجا كه مىگويد ( بينباشتند . . . و اين قدر است كه حمل توان كرد ) و اين كار متعارف است كه پيرامون باغ و خانه‌هاى روستايى ديوارى از چوب و خار و خاشاك قرار مىدهند تا از عبور و نفوذ نااهلان جلوگيرى كنند .