حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )

85

تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )

ذاذخرّه بود فرود آورد . و أحوص - كه براذر او بود - در سراى مردى كه نام او خربنداد بود . پس از آنك از براى هر دو براذر - عبد اللّه و أحوص - در اين هر دو سرآى ، همه آنج مردم بذان محتاج شوند ، از أوانى « 1 » و رخوت « 2 » و طرح « 3 » و فرش و آلات و غير آن ، معدّ « 4 » و محصّل كردانيده بود ، و مرتّب داشته » . بعضى از اهل قم روايت كنند ، كه : « جون عرب أشعريان بقم آمدند ، خيمها بزدند ، و فرود آمدند . چون متمكّن شدند ، و قرار كرفتند ، و بسيار شدند در صحارى ، در شش ديه سراها و مقامها « 5 » ساختند ، و منزل كرفتند ، و بار و بنه بذان نقل كردند ، و آن شش ديه : ممجّان ، و مالون ، و قزدان « 6 » ، و سكن « 7 » ، و جمر ، و كميدان » .

--> از عراق گريخته و به سوى ايران آمدند ، و در دشت قم مستقر شده ، و شهر قم را بنا نموده يا توسعه دادند . ( 1 ) . أوانى جمع آنيه كه ظرف مىباشد . ( 2 ) . رخوت ، جمع قياسى كلمه رخت ، كه استعمالى نامتعارف و غلط مىباشد ، زيرا جمع رخت ، رختها است . ( 3 ) . زيرانداز . ( 4 ) . آماده . ( 5 ) . جمع مقام يعنى محل اقامت و سكونت . ( 6 ) . در ضبط اين نام اختلاف است ، علامه حلى در ايضاح آن را قزّدان آورده ، و در تاريخ قم هفت بار با ضبط « غزدان » و دو بار « قزدان » ، و اهالى قم آن را امروزه « قزون » تلفظ مىكنند ، استاد على اشرف صادقى معتقد است كه : ( قزدان تاريخ قم مصحّف قزوان بوده ، و آن همان غزوان كنونى است ( نشريه ميراث شهاب : شماره 29 / ص 60 ) ، ولى دكتر مدرسى طباطبايى در ( تربت پاكان ج 2 / ص 12 و 494 ) ضبط آن را « قزوان » دانسته است . غزوان كنونى مزرعه‌اى است در شرق قم و از نهر شهرستان مشروب مىشود . ( تاريخ دار الايمان قم ص 70 ، تاريخ و جغرافياى قم ص 185 ) . ( 7 ) . درباره ريشه لغت سكن يا سجن دكتر على اشرف صادقى در ( نشريه ميراث شهاب / شماره