حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )
80
تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )
كه نكذاشت كه هيچ طآيفهء از صادر و وارد به بغداد كذر كنند ، تا نبايد كه بعضى از مال كسر آيد ، و مجموع اموال از مردم هر مملكتى بستد و جمع كرد ، تا غايتى كه ايشانرا هيچ نماند . و اين سال را ، سال موانيد نام نهادند ، يعنى سال بقايا « 1 » . پس بقاياى همه شهرها مستخلص « 2 » كردانيدند ، و محصّل كردند ، مكر بقايآىء اصفاهان ، كه در آن تأخير افتاد ؛ بسبب أهل قم ، كه در اداى آن تمرّد « 3 » و سركشى ميكردند ، و از اداى بقايا امتناع مىنمودند ، و عمّال را مىكشتند يكى را بعد از آن ديكر . تا آنكاه كه عبد اللّه بن كوشيد از قبل رشيد والى شد ، و هر روز از جانب رشيد بذو فيج « 4 » مىآمد ، و پيغام مىآوردند در قدمهء « 5 » كردن در ستدن بقايآء سالهآء كذشته . و عبد اللّه بسبب بلديّه « 6 » و همشهرى ، با قوم و مردم قم مدارا مىكرد ، و طريقهء محبّت و مودّت كه ميانهء او و ميانهء ايشان بود مىسپرد ، و رعايت حقوق قديمه مىنمود . تا آنكاه كه به واسطهء كثرت فيوج ، و بسيارىء رسل « 7 » ، كه از رشيد بذو آمدند ، حجّت برو لازم شد ، و عبد اللّه در طلب بقايا هيچ جاره نديد . پس او را ضرورت شد طلبكردن بقايا ازيشان ، و در آن كوشش نمودن .
--> رود بر آن سوار شود تا منزل ديگر . ( 1 ) . يعنى سالى كه باقيمانده ( - بقاياى ) خراج سالهاى پيشين در آن جمعآورى شد . ( 2 ) . يعنى مالياتهاى باقيمانده در دست مردم شهرها را از دست آنان خلاصى و رهائى بخشيد و دريافت نمود . ( 3 ) . نافرمانى . ( 4 ) . در اصل و نسخهء چاپى : فتح ، و صحيح آن فيج مىباشد كه معرّب پيك مىباشد . ( 5 ) . در نسخهء اصل : ( قدقه ) و در نسخهء چاپى ( قدغن ) ضبط شده است ، و ظاهرا تصحيف است ، و ضبط صحيح آن ( قدمة ) است به معناى پيشى در كار گرفتن ، و در پى و أثر چيزى رفتن ( نگاه كنيد به : لغتنامه دهخدا : ماده قدمة ) . ( 6 ) . بلديّه يعنى اهل بلد و شهربودن . ( 7 ) . جمع رسول ، به معناى فرستاده .