حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )

76

تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )

مقرّر كردانيد . و بعضى ديكر كويند ، كه : ضياعها را نپمود « 1 » بل كه خراج آن - جنانج پيشتر از آن مقرّر بوده در دستور اصفاهان - از خراج اين ناحيت ، بر آن قرار بكذاشت ، و خراج سآئر حيازات « 2 » - بمساحت يا بمقاطعه « 3 » - با آن اضافت كرد . و بحقيقت كه كفته‌اند كه : حمزه قطعا و اصلا مساحت نكرد ، نه اصل قم را ، و نه ضياعاتى كه از اصفاهان با آن ضمّ و جمع كرده بودند ، و آن را حيازات نام نهاده . و اين روايت نزديكست ، و دور از كار نيست ، زيرا كه پسر او اليسع بن حمزه ، بعد از او در مساحت قم شروع كرد - چنانج در موضع خود در باب مساحات ذكر آن بيابد - جه اكر حمزه قم را مساحت كرده بودى ، پسر او بعد ازو مساحت نكردى . و أبو علىّ كاتب « 4 » ، در كتاب همدان حكايت مىكند ، از أبى جعفر محمّد بن عبدوس « 5 » ، كه او كفت :

--> ( 1 ) . در بعضى از نسخه‌هاى خطى و چاپى : نپيموده . ( 2 ) . حيازت در اصطلاح فقه اسلامى به معناى به ملكيت درآوردن و ضميمه‌نمودن زمين به ديگر اموال غير منقول شخص از يكى راههاى شرعى و قانونى تملك زمين است ، ليكن بنا به گفته تاريخ قم اصطلاح حيازت در ديوان خراج قم در آن دوره به معناى ( ضياعاتى كه از اصفاهان با آن ( يعنى قم ) ضم و جمع كرده بودند ) استعمال مىشده است . ( 3 ) . روش ديوان خراج در محاسبه خراج زمينهاى مزروعى در آن دوره به دو گونه بوده است ، گاهى مساحت زمينها را به وسيله ذراع قانونى تعيين كرده و خراج آن را معين مىكردند ، و گاهى نيز مالكان بزرگ و دهقانان تعهد پرداخت خراج زمينهاى خود را به حاكم يا ديوان خراج مىكردند ، بدون آن كه زمينهاى مورد تعهد آنان ذراع گردد ، كه روش اخير نسبت به زمينهاى بزرگ معمول بود . ( 4 ) . أبو على ، عبد الرحمن بن عيسى حمّاد همدانى معروف به كاتب بكر بن عبد العزيز ، نويسنده كتاب همدان . ( 5 ) . نامى از او در منابع متداول يافت نشد .