حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )

پيشگفتار 11

تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )

به روايت تاريخ قم ، روابط اجتماعى و اقتصادى طرفين تا سالها پس از عهدنامه نخستين ، نيكو و دوستانه بود ، و ( ميانهء عرب و عجم كه بقم بودند ، همه اوقات با يكديگر موافقت مىنمودند ، و همه متابعت يكديگر مىكردند ، و بر عهد و ميثاق كه ميان ايشان بود مواظبت مىكردند ، تا آنگاه كه يزدانفاذار و خربنداد ، و وجوه اشراف عجم كه با عرب عهد و پيمان كرده بودند وفات يافتند ) ، با رياست‌يافتن فرزندان مجوسيان نخستين ، روابط طرفين بتدريج رو به تيرگى نهاد ، بىشك روحيه جوانى و تهور و فزون‌طلبى آنان از يك سو ، و رشد و شكوفايى اقتصادى اشعريان از سوى ديگر ، نقش بسزايى در تشديد اختلافات ايفا كرد ، قمّى در تاريخ قم آشكارا به نقش وضعيت اقتصادى و مالى ، و توسعه كشاورزى اشعريان ، و حسادت و فزون‌طلبى مجوسيان قم ، در بروز تنش و اختلافات اشاره دارد ، و به عبارت واضحتر ؛ هرگز دين و مذهب يا داعيه‌هاى ملىگرايى و قومى - كه در نظر نخست مشروع به نظر مىآيد - نقشى در شعله‌ور شدن اختلاف ميان دو قوم ايفا نكرد ، زيرا هيچ گزارشى از تلاش عربها براى مسلمان نمودن مجوسيان ، يا وادار كردن آنان به تغيير دين و آئين و فرهنگ ، و يا تسلّط و سيطرهء نامشروع بر زمينهاى كشاورزى و منابع آبى و جانى آنان ثبت نشده است ، تا چند دهه طرفين در نهايت آرامش و صلح و صفا و دوستى ، و همكارى متقابل در مسائل اقتصادى ، و تقسيم مشروع ثروتهاى بدست آمده ، در كنار يكديگر زندگى نمودند ، بلكه نيروى انسانى و جنگاورى عربها ، توانست پوشش امنيتى مستحكمى براى مجوسيان در برابر تجاوز مكرر همه ساله غارتگران ديلمى فراهم آورد ، و آنان را از اسارت زنان و مردان ، و به غارت‌رفتن اموالشان در امان نگه داشت ، منافعى كه هرگز مورد توجه نسل جديد مجوسيان قم - كه خاطره‌اى از شبيخونهاى مصيبت‌بار همه سال ديلميان در ياد نداشتند - قرار نداشت ، بلكه توسعه و رشد اقتصادى و انسانى عربهاى قم را خطرى بالفعل براى خود احساس كردند ، و بهترين راه براى دفع اين خطر را در نقض عهدنامه ، و شانه خالى كردن از تعهدات پدران خود ديدند ، قمّى در تاريخ قم به صراحت به اين موارد اشاره دارد ، و مىگويد كه :