حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )

پيشگفتار 12

تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )

( فرزندان عجم بزرگ شدند ، نظر كردند در عبد الله و احوص و فرزندان ايشان ، و كار و شغل ايشان هر روز قوت زيادت‌تر ، و شوكت و عظمت متضاعف ، و عدد بيشتر مىشد ، وضعيتها و املاك بسيار متملّك مىشدند ، فرزندان عجم چون چنان ديدند با خود گفتند : كه اگر اين قوم عرب بذين شوكت و دولت بمانند ، بذين ناحيت غلبه كنند ، و بدست فرا گيرند ، و زمام اختيار از دست ما بكشند ، اگر ما تدارك قصّهء خود با ايشان نكنيم ، و فرصت غنيمت نشمريم ، هلاك شويم و برافتيم ، پس اتفاق كردند كه عرب را از اين ناحيت بيرون كنند ) . مجوسيان مقدمات نقض عهد و پيمان را فراهم كردند ، نخست در غياب احوص - بزرگ عربهاى قم - عدم پايبندى خود به پيمان را به اطلاع عبد الله اشعرى رسانده ، و از او خواستند كه به همراه قومش از قم بيرون رود ، افزون بر آن ( كودكان و ديوانگان و بيخردان را تعليم كردند و بر آن داشتند و بفرستادند تا سنگ و نجاست در سراى عبد الله مىانداختند ، و برو سفاهت مىكردند ، تا عبد الله از آن بتنگ آمد ، و از سراى خود بقريهء فرابه نقل كرد ) ، و بدين وسيله مجوسيان عهدنامه را يكسويه نقض كردند ، رفتارى كه موجب حوادث مرگبار بعدى گرديد ، و عاقبت خامى و نادانى و نقض عهد مجوسيان گريبانگير آنان شد ، و موجبات نابودى نهايى ، و اضمحلال آنان ، و سيطره اشعريان بر دشت قم را فراهم كرد . حوادث و وقايع بعدى ، از مذاكرات ميان طرفين ، و تأكيد اشعريان بر پايبندى آنان به عهد و پيمان ، و عدم نقص آن از هنگام امضاء ، - كه مورد قبول مجوسيان قرار داشت - و اصرار مجوسيان بر لزوم فسخ قرارداد ، و بيرون رفتن عربها ، و واگذارى تمامى زمينها و املاكشان به مجوسيان ، و بر حذر داشتن اشعريان مجوسيان را از عواقب وخيم نقض عهد ، و موافقت مجوسيان به خريد املاك اشعريان ، و در نهايت حمله شبانه غلامان اشعرى به هفتاد تن از سران مجوس و رؤساى ديهياى قم ، و قتل‌عام آنها كه با تدبير احوص انجام پذيرفت ، و به غلبه و پيروزى و سرورى اشعريان بر سر تا سر دشت قم ، و ديهاى آن انجاميد ، همگى به تفصيل در فصل دوم از باب چهارم تاريخ قم آمده است . پايان اين وقايع گر چه براى