ادموند كليفورد باسورث ( مترجم : حسن انوشه )
7
تاريخ سيستان ( فارسى )
پيشگفتار اين بررسى كوششى است براى روشن ساختن گوشههايى از تاريخ ناحيهء كوچك اما بسيار مشخص شرق جهان ايران كه اكنون ميان دو كشور ايران و افغانستان تقسيم شده است . سرزمينى كه امروز اقتصاد كساد و پايينى دارد و سطح معيشت مردم آن حتى از استاندههاى زندگى در خاورميانه پايينتر است ، در اوايل دورهء اسلامى ولايتى پرنعمت و پيشرفته بوده است . اين ولايت در سطح فكرى و فرهنگى دانشمندان و نويسندگانى در دامان خويش پرورد كه به غناى تمدن اسلامى مشرق ايران كمك فراوانى كردهاند . آنچه سيستان را براى يك بررسى همهجانبه و فراگير بويژه مناسب مىسازد البته وجود تاريخ محلى مختص اين ولايت ، يعنى كتاب مجهول المؤلف تاريخ سيستان است . اين كتاب منبعى است كه غنا و جزئياتپردازى تقريبا بىمانندى دارد . اگر وجود تاريخ سيستان نبود امكان نوشتن اين تكپژوهش فراهم نمىآمد ، زيرا تاريخهاى عمومى عربى كه در طى دورهء فتوح نخستين و استوارى يافتن پايهء فرمانروايى عرب توجهء نسبتا فراوانى به سيستان دارند با گذشت سدهء دوم هجرى رفته رفته اين علاقه را از دست مىدهند . براى من جاى بسى تأسف است كه چاپ تازهء احياء الملوك شاه حسين بن ملك غياث الدين كه به كوشش منوچهر ستوده انجام گرفته پس از بپايان بردن كتاب حاضر به دست من رسيده است ؛ اما اهميت احياء الملوك عمدتا براى دورهء پس از روزگارى است كه موضوع اين بررسى است . بيشتر گوشههاى تاريخ سيستان در اوايل دورهء اسلامى تاريك است ، و بىگمان همواره چنين نيز خواهد ماند . همانند بيشتر نواحى جهان اسلام در سدههاى ميانه ، دربارهء جنبههاى اقتصادى و اجتماعى زندگى مردم سيستان اسناد و مدارك بسيار اندكى در دست است .