احمد بن حسين بن على كاتب

217

تاريخ جديد يزد ( فارسى )

در اول فروردين ماه سنهء خمسين « 1 » و ثمانمائه وفات كرد . روز وفاتش پوشيده داشتند . اما چون شب درآمد بيشتر مردم معلوم كردند . بامداد شاهزادگان هريك با قشون خود سوار شدند و هريك هرچه توانستند از جبّه‌خانه و خزينه و غيره تاراج كردند و متوجّه ولايتى گشتند . امير زاده خليل به راه استر آباد روان شد ، و شاهزاده عبد اللطيف با تابوت حضرت خاقانى و مهد اعلى گوهرشاد آغا « 2 » به راه دامغان برفتند و لشكرگاه به همديگر برآمد و هركس به حسب قدر آنچه توانست از غارت و تغلّب به جاى آورد و امير چقماق و حرم او مهد اعلى بيكه سلطان را از ميان بيرون بردند و متوجه قم شدند . روز ديگر چون دروازهء قم بگشودند امير چقماق در قم رفت و مردم را طلب كرد و به نام شاهزاده محمد بهادر منادى كرد و امير الياس كه معتمد او بود [ 280 ] در قلعه با مهد اعلى بيكه بنشاند و خود متوجّه يزد شد و چون مشار اليه به يزد آمد ضبط يزد بداد . / 244 / ذكر خبر شاهزاده محمد سلطان بعد از وفات خاقان سعيد و رفتن امير ابو الفضل نزد او چون شاهزاده با حرم و جمعى مخصوصان جانباز از كندمان متوجّه لرستان شد در آن سال سرماى عظيم و برف و بارندگى به اعلى روى نموده بود و عقبه گرفته ، چنان كه كمال الدين اسمعيل فرمايد : بيت مانند پنبه‌دانه كه در پنبه تعبيه است * اجرام كوه بود نهان در ميان برف بعد از زحمت بسيار به طرف نهاوند عبور افتاد . « 3 » امير [ احمد ] پيرزاده « 4 » چون از شاهزاده خبر يافت استقبال كرد و خيمه و خرگاه و ستان نيكو و اسبان تازى بياوردند . « 5 » شاهزاده به تعجيل متوجه شبانكاره و قلعهء سيا « 6 » شد . اما امير زاده ابو الفضل با عهدنامهء

--> ( 1 ) . م : خمس . ( 2 ) . مل : گوهر شاهى . ( 3 ) . اين عبارت در « مل » نيست . ( 4 ) . م : پيرزاد . ( 5 ) . م : بياوريم . ( 6 ) . مل : شيكا و قلعهء سرپا .