احمد بن حسين بن على كاتب
218
تاريخ جديد يزد ( فارسى )
خاقان سعيد كه با ايلغار رفته بود به شاهزاده رسيد و سوگندنامه بداد و تسكين خاطر شاهزاده كرد و به راه همدان روان شدند . در همدان خبر وفات خاقان سعيد برسيد . استوار نداشتند و به راه قلعهء گاورود برفتند . از سلطانيه منهيان خبر بياوردند . چون اين خبر محقّق « 1 » شد با معدودى چند به ساوه رسيدند و عزيمت قم كردند و مهد اعلى بيكه سلطان به استقبال آمد و طويها بدادند و از اطراف ايلچيان برسيدند و نثار و پيشكش بياوردند ، و از يزد [ 281 ] اميرك محمد « 2 » پسر امير چقماق با سكّه و خطبه برسيد ، و از كرمان حاجى محمد انقياد نمود . و شاهزاده از قم متوجهء اصفهان شد . اول حرم خود را و مخدّرات / 245 / [ را ] به جانب اصفهان روان گردانيد ، و امير حسين طارمى را اصفهان بداد ، و يزد را به امير چقماق مسلّم داشت ، و كاشان به شيخ بهلول ، و قم به شاه قاضى ، و ساوه به شيخزاده ، و نهاوند و آن ديار به امير احمد پيرزاده . و چون امير ابو الفضل را اسباب و جهات در هرات بود ميل رفتن كرد . شاهزاده خبردار شد و بدان التفات نفرمود و ايلغار كرد و متوجّه لر كوچك شد و از نهاوند بگذشت و جمعى احشام كه تمرّد نمودند تاراج كرد و از جربادقان متوجّه اصفهان شد و اهالى اصفهان استقبال كردند . و شاهزاده به اصفهان آمد و در « نقش جهان » ساكن شد و امراى ديوان معيّن كرد و صدور را ترتيب « 3 » فرمود ، مثل شمس الدين محمد و زين الدين على صدر . و امير ترخان را از ابرقوه عزل كرد و به امير بلال داد و از يزد امير چقماق و جناب مولانازادهء اعظم مجد الدين فضل اللّه قاضى و عالىجناب سعادتپناه مخدومزادهء جهانيان امير ظهير الدين على كه ميوهء شجرهء طيبهء قطب الاوليا امير نور الدين نعمت اللّه بود متوجّه اصفهان شدند و مفتخر و سرافراز گشتند [ 282 ] و نشان سيورغال حاصل كردند .
--> ( 1 ) . م : مقرر . ( 2 ) . م : احمد . ( 3 ) . مل : تربيت .