احمد بن حسين بن على كاتب
216
تاريخ جديد يزد ( فارسى )
ذكر خبر وفات پادشاه اعظم سعيد معين الحق و الدنيا و الدين شاهرخ بهادر سلطان انار اللّه برهانه چون اول فروردين ماه جلالى روز يكشنبه درآمد پادشاه سعيد فرمود كه به دستور تحويل سال امرا و اكابر را طوى دادند و گياهى كه آن را مخلّصه مىخوانند و در اين روزگار به كار مىدارند كه تا سال ديگر از زهر هوامّ ايمن باشند بخوردند ، و چون طوى آخر شد حضرت خاقانى ميل به زيارت قطب الاوليا سيد « 1 » عبد العظيم سوار شد و چون پارهاى راه برفت حال بر آن حضرت بگرديد . بر تخت روان نشسته بازگرديد و متوجه اردو شد و چون به سراپرده رسيدند [ نداى ] « ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ » اصغا نمود و جان به جان آفرين تسليم كرد . مثنوى عرشى به طناب عرش زد دست * خاكى به كنار خاك پيوست « * » آسوده كسى است كو در اين دير * ناسوده بود چو ماه از سير در خانهء غم بقا نگيرد * چون برق برآيد و بميرد در منزل عالم سپنجى * آسوده مباش تا نرنجى رفتند كيان و دينپرستان * ماندند « 2 » جهان به زيردستان عمرست عرض به عمر در پيچ « 3 » * چون عمر نماند گو ممان هيچ [ 279 ] ولادت آن حضرت در چهارم ربيع الاخر سنهء تسع و سبعين و / 243 / سبعمائه بوده در بلدهء سمرقند ، و سلطنت او بعد از پدر در هفدهم شعبان سنهء سبع و ثمانمائه بود ، و [ در ] تاريخ وفات او گفته [ اند ] : شعر خاقان زمان كه بود شهرخ سلطان * در جلگهء رى به حكم حىّ سبحان يكشنبه كرد روز نوروز وفات * تاريخ وفات اوست « خاقان زمان »
--> ( 1 ) . مل : سيدى . ( * ) . از اينجا تا سطر 7 صفحه 256 از نسخهء ف افتاده است . ( 2 ) . مل : مانند . ( 3 ) . مل : هيچ .