احمد بن حسين بن على كاتب

212

تاريخ جديد يزد ( فارسى )

پيشكش بياورد و تغار لشكر بداد . و چون خبر به شيراز رسيد امير ابو سعيد محمد درويش و خدا قلى و ابو سعيد كوكلتاش و كلويان و سرداران جمع شدند و مشورت كردند كه ما را بيرون رفتن و حرب كردن مصلحت نيست . برج و بارو بياراستند و مخالفت ورزيدند . شاهزاده سلطان محمد بفرمود كه مائين « 1 » را تاراج كردند و از آنجا متوجّه كرك و رباط شكر اللّه شدند و عزيمت حصار كردند . چون لشكر متوجّه حصار شد امير ابو سعيد كوكلتاش با سى هزار سوار كمين انداخته به رسم قراولى بيرون آمد و به قراول لشكر شاهزاده رسيد [ 273 ] و محاربه واقع شد بر كنار آب ركناباد و امير حسين طارمى ايشان / 238 / را تا دروازهء شهر براند و شاهزاده محمد به طرف دروازهء سلم روان شد و خرابى عظيم واقع گشت و نزديك بود كه شهر را مسخّر گردانند . شاهزاده گفت امير زاده عبد اللّه كودك است و مبادا آسيبى به وى رسد . لشكر بر در شيراز فرود آمدند و دربندان متمادى شد . رسيدن حضرت خاقان سعيد به جانب عراق چون لشكر از جام « 2 » متوجّه شدند و از طرف سمنان روى به قم نهادند داروغهء شاهزاده كه در قم بود مجال مقاومت نداشت ، متوجّه اصفهان شد و حال بازگفت . داروغهء اصفهان نيز اصفهان بگذاشت و متوجّه شيراز شد و خبر آمدن خاقان سعيد با شاهزاده بگفتند . چون خبر به صحّت پيوست و قرب بيست و يك روز بود كه بر ظاهر شيراز بودند با امرا مشورت كرده گفتند : بيت سيل اگر سنگ را بغلطاند * چون به دريا رسد فروماند هرچند ماه عالمتاب است اما پرتو او از نور آفتاب است ، و تا حضرت خاقانى معينى شاهرخى كه ظلّ ظليل يزدان است و خسرو خسروان ايران و توران است مجال مقاومت با دولت چنين پادشاهى چگونه صورت بندد ، و عيبى تمام باشد و تا قيام قيامت رقم اين

--> ( 1 ) . ف : پائين ، مل : نائين . ( 2 ) . ف ، م : ارجام .