احمد بن حسين بن على كاتب

211

تاريخ جديد يزد ( فارسى )

ترخان كه در هرات بودند بازگردند كه به مقرّ حكومت خود روند و شهر را محكم كنند . اميران مزبور بازگشتند و به ولايت خود آمدند و به محافظت مملكت مشغول شدند و برج و بارو بياراستند و حرب را آماده شدند ، و شاه محمود به شيراز رفت و بفرمود كه ولايت فارس را محافظت كنند . و مقدمهء فتنه پيدا شد و مردم سراسيمه شدند و اراجيف بسيار گشت . ذكر توجه پادشاه سعيد مذكور به طرف عراق چون شاه محمود آن خبر به سمع عليّه رسانيد مهد اعلى گوهرشاد گفت ما را به جانب عراق مىبايد رفت تا فتنه فرونشيند و ولايت از دست نرود و او را گوشمال داده شود و ديگر مخالفان عبرت گيرند . پادشاه سعيد انقياد نمود و لشكرى آراسته با امرا و بعضى شاهزادگان و خزانه و جبّه‌خانه و اسباب هرچه تمامتر برداشته متوجّه عراق شدند . شاهزاده علاء الدوله [ را ] جهت محافظت ارگ و خزانه و محافظت هرات بگذاشتند و به طرف پل سالار « 1 » نزول كردند . و حضرت خاقان سعيد را اندك عارضه دريافته بود به صحت روى / 237 / نهاد . امير زاده ابو الفضل و امير سلطان شاه را با سى هزار سوار از پيش روانه كردند . ذكر رفتن شاهزادهء سعيد محمد بهادر به محاصره شيراز [ 272 ] شاهزاده چون مملكت منقاد خود ديد به غير از فارس متوجّه شيراز شد با لشكر اصفهان ، و از اين جانب امير چقماق بازگرديده بود و محافظت شهر يزد مىكرد و پسرش ملازم شاهزاده بود . بفرستاد و او را اغوا كردند و از شهر بيرون آوردند . در راه كه مىآمدند جماعتى برات‌داران به تحصيل رفته بودند و در راه بديشان رسيدند . و امير ابو سعيد [ را ] كه از امراى امير چقماق بود به قتل آوردند و امير زاده محمد ميرك را پيش شاهزاده بردند . شاهزاده او را عفو كرد و گفت اين به اغواى پدر كرده است و او را مقيّد داشت و با سى هزار سوار متوجّه فارس « 2 » شد . چون به يزد خواست رسيد داروغه نثار و

--> ( 1 ) . ف : بيل سالا ، م : پل بينالا . ( 2 ) . مل : شيراز .