احمد بن حسين بن على كاتب

207

تاريخ جديد يزد ( فارسى )

ذكر توجه امير زاده محمد سلطان به جانب فيروزكوه به محاربهء كيومرث على الاجمال چون شدّت سرما « 1 » سرآمد و كوكبهء سلطان ربيع درآمد شاهزاده با عساكر منصوره عزيمت محاصرهء قلاع كيومرث كرد و به مقام سوق بلاق « 2 » نزول فرمود . كيومرث از اين معنى خبردار شد و هم بر او مستولى گشت و بعد از مشورت با امرا نثار و پيشكش پادشاهانه با ايلچى روانه گردانيد و عجز حال خود عرضه داشت نمود و اظهار انقياد و متابعت كرد . شاهزاده عنايت فرمود و جواب عرضه داشت بر طريق استمالت نبشت و ايلچى را خلعت داد و روانه گردانيد و چون خبر شاهزاده به پادشاهان گيلان و مازندران رسيد ايلچى روانه گردانيدند و نثار و پيشكش / 232 / بفرستادند و از آنجا رو به حرب حاجى حسين بن بابا حاجى نهاد . و چون روز عمر او به سر آمده بود به شرف ملازمت مشرّف نشد و هم در آن نزديكى عمّ خود را به قتل آورده بود . شاهزادهء مشار اليه هواى دامن كوه الوند و ماماشارود كرد و امير سعادت را پيش حاجى حسين فرستاد . آن بىدولت امير سعادت را نيز بازداشت و به حصار گاورود مستظهر بود . پنج هزار سوار مسلّح مكمّل از همدان بيرون آمد و عزيمت حرب شاهزاده كرد . چون اين خبر به شاهزاده رسيد متوجّه همدان شد و لشكر مقابل حاجى حسين آورد . چون قراول به يكديگر رسيد محاربه واقع شد و به حملهء اول قراول شكسته گرديد . چون خبر به حاجى حسين رسيد متوهّم شد ، اما چاره نبود . لشكر دو رويه صف كشيدند . نظم دو لشكر چون به يكديگر رسيدند * جناح و قلب را صف بركشيدند ترنگ تير و تيغ « 3 » و چكاچاك شمشير ( ؟ ) * دريده مغز پيل و زهرهء شير چنان مىشد به زير درعها تير « 4 » * كه زير پردهء گل باد شبگير

--> ( 1 ) . مل : گرما . ( 2 ) . ف : « سوق و » ندارد ، م : سوق و بلاق . ( 3 ) . مل : تزيك تيغ . ( 4 ) . مل : تيغها تيز .